تبليغاتX
معلم فردا

معلم فردا

یک پند و هزار نکته

 

جناب وزریر سلام

        من یک معلمم  

                        و سخن ها دارم از جنس نگفتن محض

 

مواظبيم نيفتيم ، اما چه سود ، آنقدر عقب مي رويم كه از پشت سر مي افتيم .

خيلي ها افتاده اند ، به قباي هيچ عالم و آدمي هم برنخورده ... چه اشكالي دارد ما هم بيفتيم .

اين‌ها كه افتاده اند ، اكثرشان مواظب بودند كه از جلو نيفتند ، مي ترسيدند اگر جلو بيايند بيفتند ، بخاطر همين عقب رفتند ،آنقدر ترس داشتند كه بيش از اندازه عقب رفتند و بعد ناگهان از پشت سر افتادند .

خيلي ها مواظب هستند در زندگي شكست نخورند ، اما باز شكست مي خورند .. نمي دانم چرا ؟! شايد بخاطر آنكه خيلي احتياط مي كنند كه شكست نخورند و همين باعث شكست آن ها مي شود .

مي دانيد از پشت زمين خوردن خيلي بد است ، نمي دانم چرا !! شايد بخاطر آنكه نمي بيني كجا مي افتي و يا اصلاً چرا مي افتي ... شايد بخاطر آنكه فكر مي كني به اندازه كافي عقب رفته اي كه نيفتي ولي ناگهان مي افتي ...

من مي گويم گاهي لازم است آدم بپرد ...

يادم مي آيد ، بچه كه بودم ، به اتفاق دوستان زديم به دل صحرا ... در راه يك كانال بزرگي بود كه تمام دوستان از روي آن پريرند ... اما من ترسيدم و عقب رفتم ...

خيلي از خودم بدم آمد ، از اينكه ترسيده ام ، ناراحت بودم .

نمي دانم چطور شد كه ناگهان تصميم گرفتم من نيز بپرم ، گرچه احتمال مي دادم كه داخل كانال بيفتم ، اما عقب رفتم و با تمام سرعت دويدم ...

در يك لحظه خود را ميان زمين و آسمان ديدم ... در هوا كه بودم حس با شكوهي مرا گرفت ، چرا كه من از روي تمام ترس ها و آشوب هاي ذهني خود پريده بودم و اين برایم  خيلي خوشایند بود ...

بچه ها خنديدند اما من لذت بردم ... چون توانسته بودم بپرم ...

من مي گويم ايمان را نبايد به شك تبديل كرد ، مطمئن بايد قدم برداشت ، تو گويي زمين زير پايت به لرزه در مي آيد ...

هر تصميمي داري اجرا كن شك نكن ، شك هر ايماني را مي تواند به لرزه در آورد و آنقدر پيش برود كه ايمانت را فرو بريزد ...

ايمان چيز زيبايي است ، به هر كاري كه مي كني ايمان داشته باش ، حتي اگر آن را اشتباه انجام مي دهي ، باز هم ايمان داشته باش .

شايد خنده دار باشد ، اما نداشتن ايمان به كاري كه مي كني تو را هلاك خواهد كرد ، چون براي كاري كه مي كني توجيهي نداري ...

در جنگ بچه هايي بودند كه خود را روي مين مي انداختند ، آن ها به كاري كه مي كردند ايمان داشتند ، شايد براي ما احمقانه جلوه كند ، ولي آن ها با ايمان و عشق تمام مرگ را در آغوش مي گرفتند ...

من به قلمم ايمان دارم ، آن را در قلبم كاشته ام مي دانم روزي سبز خواهد شد ...

قلمتان سبز دلتان سرخ سرتان بلند بادا

 

عباس فرجی

 

+ نوشته شده در  85/07/30ساعت 10:52 بعد از ظهر  توسط مشاوران جوان  | 

این برخورد برخلاف چیزی است که از دولت میشله باشلت انتظار می‌رفت. او که از مبارزین سیاسی علیه دیکتاتوری پینوشه بود خود در زمان تحصیل و دوران دانشجویی فشارهای زیادی را از سوی نیروهای حکومتی متحمل شده بود. 

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، فیلپ هاربو معاون وزارت کشور شیلی تأیید کرد که 291 دانش‌آموز در شهرستان‌ها و 237 نفر در سانتیاگو پایتخت دستگیر شده بودند که اغلب آنها پس از بررسی‌های اولیه آزاد شدند. 

«ماکس ملادو» یکی از رهبران این

براساس قانونی در شیلی که از زمان حکومت پینوشه باقی مانده مسئولیت آموزش و پرورش برعهده شوراهای شهری است که به اعتقاد منتقدین موجب شکاف طبقاتی شدید در کیفیت آموزش می‌شود. ...

 
حرکت دانش آموزی گفت این تظاهرات هشداری به دولت بود. اعتصاب و تعطیلی کلاس‌ها در چهارشنبه به شکل گسترده‌ای حمایت شد ولی تظاهرات نسبت به تظاهرات قبلی که در ماه ژوئن انجام شده بود، سازماندهی کمتری داشت. 

در ماه ژوئن 700 هزار دانش‌اموز شیلیایی به تظاهرات خیابانی پرداختند و پس از اینکه باشلت قول داد به خواسته‌های آنها عمل شود به اعتراض خود پایان دادند. از جمله امتیازاتی که داده شد حذف شهریه آزمون ورودی و فراهم ساختن تغذیه روزانه برای 200 هزار دانش‌آموز بود. همچنین هیأتی 72 نفره با حضور نمایندگانی از دانش‌آموزان تشکیل شد تا قوانین آموزشی شیلی را که از سال 1973 یعنی آغاز دیکتاتوری پینوشه بدون تغییر مانده بود، بازبینی کنند.

براساس این قانون مسئولیت آموزش و پرورش برعهده شوراهای شهری است که به اعتقاد منتقدین موجب شکاف طبقاتی شدید در کیفیت آموزش می‌شود. اما شرکت‌کنندگان در تظاهرات اخیر می‌گویند تشکیل این هیأت هیچ فایده‌ای نداشت. دانش‌آموزان از باشلت می‌خواهند که اصلاحات واقعی در نظام آموزشی را که قول داده بود هر چه زودتر انجام دهد آنها همچنین خواستار عذرخواهی پلیس به دلیل برخورد با تظاهرکنندگان و متفرق کردن آنها با ماشین‌های آب‌پاش هستند. 

در هنگام این تظاهرات باشلت برای یک سفر رسمی در آلمان به سر می‌برد اما وزیر آموزش و پرورش این حرکت را غیرموجه دانست زیرا دولت هر کاری را که می‌توانست برای انجام خواسته‌های دانش‌آموزان انجام داده است

+ نوشته شده در  85/07/29ساعت 5:30 بعد از ظهر  توسط مشاوران جوان  | 

 

 

 

+ نوشته شده در  85/07/29ساعت 5:19 بعد از ظهر  توسط مشاوران جوان  | 

موضوع حمله افراد مسلح به مدارس آمريكايي و ناتواني پليس از حل اين معضل و دفاع از دانش‌آموزان، آنقدر بحران‌آفرين شده است كه هم‌اكنون، برخي از مدارس تگزاس، ناگزير به آموزش دفاع شخصي در برابر مهاجمان مسلح شده‌اند.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، به نقل از «ABCNews» منطقه «پورلسون»، تگزاس نخستين منطقه كشور است كه سياست آموزش دانش‌آموزان براي مقابله با افرادي كه به مدرسه حمله مي‌كنند را اجرا كرده است؛ اين سياست مبتني بر استفاده از برتري عددي دانش‌آموزان براي كنترل تاكتيكي مهاجم است كه وارد كلاس مي‌شود.

گروهي از كارشناسان امنيتي تگزاس، با همكاري شركتي به نام «Response Options» فيلم‌هاي آموزشي تهيه كرده كه در آن، فرد مسلحي به يك كلاس درسي حمله مي‌كند و در ازدحام دانش‌آموزان سردرگم مي‌شود. مربيان به دانش‌آموزان آموزش مي‌دهند كه كتاب، كيف، ميز، صندلي و هر چيز ديگري را كه به دستشان مي‌رسد، به سمت فرد مسلح پرتاب كنند.

«رابين براون»، از اعضاي ارتش انگليس، در طراحي اين دوره كمك كرده و خودش مي‌گويد: براي همه دانش‌آموزان و معلمان، ضروري است كه خودشان را به خط آتش بيندازند.
براون گفت: «اين يك دزدي يا سرقت بانك نيست. اين مسئله، مورد شخصي است كه با سلاح گرم وارد مدرسه‌اي شده و مي‌خواهد به مردمي كه نمي‌توانند از خود دفاع كنند، آسيب برساند. كار ما درست مانند يك قاتل سريالي، اين است كه به دانش‌آموزان تعليم بدهيم كه اجازه ندهند متجاوز، كنترل اوضاع را به دست گيرد. دانش‌آموزان بايد كنترل را به دست گرفته تا متجاوز را مطيع كنند».

او اضافه كرد: «منتظر شدن براي آمدن پليس، اشتباه بزرگي است. در «كولومباين» طي تلاش پليس براي كنترل اوضاع، پانزده نفر كشته و 24 نفر زخمي شدند». در حمله اخير به مدرسه اي در تگزاس هم در حالي كه پليس قصد واكنش در برابر گروگانگير را داشت، دانش‌آموزان و مقامات مدرسه، كنترل را از دست داده و سرانجام 5 دختر كشته شدند و فرد مسلح نيز سرانجام خودش را كشت».
براون مي‌گويد: «داشتن پانزده بچه كلاس ششم، هفتم يا هشتم، سلاح واقعا مؤثري است».

بورلسون داراي چهارده مدرسه و 8500 دانش‌آموز است و منطقه قصد دارد تا پايان سال 2007 همه دانش‌آموزان را آموزش دهد.
اين برنامه حدود پانزده دلار براي هر دانش‌آموز هزينه دارد و والدين، دانش‌آموزان و معلمان نيز حمايت خود را از اين طرح اعلام كرده‌اند.

«تري لوكاس»، از معلمان مدارس اين منطقه، مي‌گويد: «من گمان مي‌كنم اين سياست هوشمندانه‌اي است؛ درست مانند 11 سپتامبر در هواپيما».
«ري لونگو»، يكي از دانش‌آموزان هم مي‌گويد: «اين به فرد مهاجم اجازه تمركز نمي‌دهد، بلكه اين خود شما هستيد كه حمله را آغاز مي‌كنيد».

البته براون مي‌‌گويد كه اين طرح داراي ريسك هم هست و ممكن است متجاوز به كسي كه به او حمله مي‌كند، شليك كند، اما به خطر انداختن جان يك نفر، ارزش نجات جان ديگران را دارد، چرا كه مهاجم ديگر نمي‌تواند به چهارمي، پنجمي، هشتمي، بيستمي و.... شليك كند.

+ نوشته شده در  85/07/29ساعت 8:28 قبل از ظهر  توسط مشاوران جوان  | 

روز مرگي

 

مدتها بود در تلاش بودم كه به روزمرگي گرفتار نشوم ،چقدر تلاش كردم از اين بيماري فرار كنم ، درد جان كاهي است ، كشنده و بي صدا...

 خيلي تلاش‌كردم ، اما همه به من مي‌خنديدند ، و مي گفتند :

-  چه مي كني ؟

- و من مي گفتم : در حال فرارم

00000000000

و باز  به من  مي خنديدند كه نتواني گريخت ، اين سرنوشت همه ماست و تو نيز گرفتار آن خواهي شد ..

 هر چه بيشتر مي گفتند من آشفته تر مي شدم ، پريشان تر و واله تر فرياد مي كشيدم ، حتي گاهي بر اثر فرياد هاي من اطراف گوش خود را سخت مي فشردند و سعي مي‌كردند تنها مردي كه مي خواهد از دست اين بيماري بگريزد  پس بزنند .

اما زمان توامان بر من مي تاخت و من در تقابلي نابرابر در ميدان زمان و زمين به هر طرف مي‌دويدم.

لحظه شومي بود ، بسيار شوم تر از آن كه بخواهم بنويسم و بگويم ، زماني بود كه من در چنبره‌ي روزمرگي گرفتار شده بودم ،    مي‌ديدم چگونه به من مي خندند، و من باز انكار حقايق را تنها راه نجات خود مي‌ديدم.

 هر چه مي گفتند:  تو نيز چون ما شدي ...

-         مي گفتم نه ، من هنوز به اين درد جانكاه گرفتار نيامدم ...

 

در ميان آن قوم بلا زده  روز مرگان ، مردي گام پيش نهاد و در گوشم نجوا كرد و من تنها با نگاهي خيره سكوت اختيار كردم و ديگر لب از لب باز نكردم و ساكت و آرام بر جايم نشستم و دم فرو بستم و اشك ريختم ...

دستم را گرفت و مرا همراه خود برد و من بي اختيار در پي او  رهسپار شدم تا ببينم آنچه مي‌گويد درست است يا خير ...

لحظه وحشتناكي بود ، ترسناك ترين زمان زندگيم ... چرا كه من مي پنداشتم روزمرگي بدترين بيماري قرن معاصر است اما آنجا با بيماران جديدي آشنا شدم كه هزار هزار بار بدتر و  هولناک تر از روزمرگان بودند .

به آنها  گفتم :

-  اين چه بيماريست كه شما گرفتار آمديد ؟

- نگاهي كردند و گفتند:

- ما گرفتار ( روز مُردگي ) شده ايم...

با خود گفتم خدايا  اين چگونه بيماري است كه مي‌تواند بدتر از روزمرگي باشد ، آخر  مي پنداشتم روزمرگی بدترين بيماري عالم است  و من در تلاش بودم كه به اين بيماري گرفتار نيايم ، اكنون مي بينم قومي بدتر از روزمرگان به روزمردگي گرفتار آمده اند ...

در ميان آن قوم هم مردي پا پيش نهاد و در گوشم نجوا كرد و من باز متحير و متعجب او را نگريستم و دست بر سر نهادم و همان جا نشستم. او دستم را گرفت و گفت دنبال من بيا ...

 آن مردي كه گرفتار روزمرگي شده بود همراه ما نيامد.

 -  پرسيدم :چرا ما را همراهی نمي کنی؟

-  گفت من در مرز روزمردگي مي مانم چون من هنوز به اين بيماري گرفتار نيامده ام.

دنبال ، مرد روز مرده به راه افتادم  ...

در دشتی وسیع درها گشوده شد ، چشم هايم را بسته بودم ، نمي خواستم چشم بگشايم، مي دانستم آنچه خواهم ديد ، خوشايند من نمي تواند باشد ، اما احساس كردم  مرا صدا مي کنند و مي گویند چشم بگشا و ما را ببين ، ما نيز چون تو ايم ...

با اضطرابي وصف نا شدني چشم گشودم و آدم هايي ديدم كه هزار هزار بار بدتر از روزمردگان بودند ..

گفتم :  شما از كدام قوم هستید ؟؟

-  گفتند ما مردگانيم ، مردگان ....

-  اما شما حركت مي كنيد، راه مي رويد ، مي گويد ، و...

- ما مدت هاست مرده ايم .. آري حق با توست آنچه تو مي بيني درست است اما، ما مرده اي بيش نيستيم ..

- چگونه به اين درد گرفتار آمديد؟

- ما نيز چون تو بوديم اما زماني كه فكر را از ما گرفتند و قلم را در مغزمان شكستند و اشك را در چشم تبديل به شيشه ساختند و دل را مبدل به سنگ كردند  ما مرديم.امید آروز ، انگیزه حرکت ، قوه عاقله و عاطفه ، حس تحرک و تحریک و .... وقتی از ما گرفته شد ما مردیم ....

0000

و بعد همه چيز نا گهان تاريك شد و شعله اي سرخ همه چيز را درنورديد و من فقط در حرارت آنها سوخته شدنشان را شاهد بودم و اميدوار ماندم به اينكه هنوز فكرم را در اختيار دارم ...

به نقطه آغاز خود بازگشتم و هر آنچه ديده بودم نوشتم تا ديگران بخوانند و عبرت بگیرند ..

 اما نمي دانم من نيز روزي خواهم مرد يا نه ؟؟؟

 

عباس فرجی

 

 

+ نوشته شده در  85/07/29ساعت 0:4 قبل از ظهر  توسط مشاوران جوان  | 

دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور در آخرین نوشته سايت شخصي خود از شخصی به نام محمد که پیشنهادی درباره سفرهای استانی رئیس جمهور داشته تشکر کرده و ضمن نوشتن مطلبی با عنوان«هديه هاي مردمي» آورده است: پیام یکی از خوانندگان،حاوی نکته ای ارزشمند درباره سفرهای استانی دولت بود. این جوان که از مشخصاتش جز نامش را برایم ذکر نکرده بود، منشأ تغییر مؤثری در روند اجرایی سفرهای استانی بعدی دولت شد.

متن کامل نوشته جدید رئیس جمهور به این شرح است:

حجم بالایی از نامه های مردمی که برای من ارسال می شود حاوی تذکرات، پیشنهادات و انتقادات سازنده ای است که من آنها را موهبت الهی می دانم.

در یکی از آخرین نمونه ها، پیام یکی از خوانندگان حاوی نکته ای ارزشمند درباره سفرهای استانی دولت بود. این جوان که از مشخصاتش جز نامش را برایم ذکر نکرده بود، منشأ تغییر مؤثری در روند اجرایی سفرهای استانی بعدی دولت شد.

به عنوان نماینده منتخب مردم، از محمد عزیز و سایر هموطنانی که تذکرات و پیشنهادات خود را به دولت نهم هدیه می کنند و شاید هیچگاه خودشان هم خبر نشوند که منشأ چه تحولات مثبتی شده اند، قدردانی و تشکر می کنم.

برای تمام مردم جهان، به خصوص مردم خوب و صبور کشور عزیزمان ایران، ماه رمضانی سرشار از خیر و توفیق و برکت آرزو می کنم و امیدوارم در این ایام استجابت دعا و بخصوص در شبهای مبارک قدر خدمتگزاران خود را از دعای خیر خود محروم نسازند.

برای دیدن سایت شخصی دکتر احمدی نژاد اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در  85/07/22ساعت 3:54 بعد از ظهر  توسط مشاوران جوان  | 

  در قاموس علي‌بن‌ابي‌طالب (ع) دولت ديني، ضامن عدالت ديني، ضامن حدود خدا، قوانين خدا و حقوق مردم است. حريم مردم، حريم خداست و حق‌الله؛ منتهي با تعريف دينيش نه با تعريف ماترياليستي، تعريف ليبرالي و تعريف ماركسيستي‌اش. تجاوز به حريم انسانها و حقوق مسلم آنها، تجاوز به حريم خداست. اين منطق علي‌بن‌ابي‌طالب است و بارها در نهج‌البلاغه به تعابير مختلف آورده‌اند. و باز ايشان از پيامبر اكرم نقل كرده‌اند كه پيامبر فرمود: «من قتل دون حقه فهو شهيد». هر كس براي دفاع از حق وحقوقش، چه حقوق معنوي يعني كرامت و عزت انسانيش و چه حقوق مادي‌اش، يعني در مبارزه با ظلم كشته بشود شهيد راه خداست. اين يكي از پاسخها به كساني است كه بارها گفته‌اند و مي‌نويسند دين سراسر تكليف است وحق و حقوق در دين اكرام نشده
+ نوشته شده در  85/07/22ساعت 3:52 بعد از ظهر  توسط مشاوران جوان  | 

قدرت الله ايماني در گفت‌وگو با خبرنگار امور مجلس خبرگزاري فارس با بيان اين كه صبح امروز چهارشنبه طرح استيضاح محمود فرشيدي وزير آموزش و پرورش با 45 امضا تقديم هيات رئيسه مجلس شد افزود: هيئت رئيسه مجلس اعلام كرد اين طرح پس از يك هفته تعطيلي مجلس در روز يكشنبه 30 مهر ماه اعلام وصول خواهد شد.
طرح استيضاح محمدرضا اسكندري وزير جهاد كشاورزي امروز اعلام وصول شد كه در 30 مهر اين استيضاح در مجلس مطرح خواهد شد.
+ نوشته شده در  85/07/19ساعت 5:46 بعد از ظهر  توسط مشاوران جوان  | 

 یا  امام  حسن  مجتبی
+ نوشته شده در  85/07/17ساعت 4:15 بعد از ظهر  توسط مشاوران جوان  | 

کميته رسانه‌اي حوزه مشاوران جوان رياست جمهوري در صدد تشکيل گروه مشورتي وبلاگ‌نويسان است.
در وبلاگي که به همين منظور راه‌اندازي شده، آمده است:در اين وبلاگ تصميم بر اين داريم، گروهي از وبلاگ‌نويسان نمونه و خبره تشکيل داده تا جمعي مشورتي براي مشاوران جوان رئيس جمهوري باشند.



هدف از اين وبلاگ، ايجاد ارتباط ميان وبلاگ نويسان ـ که مهمترين توليد کنندگان محتوا بر روي شبکه جهاني هستند ـ با مديران جوان کشور مي‌باشد.
بدون شک هر کدام از ما وبلاگ‌نويسان ايراني، طرح‌ها، برنامه‌ها، پيشنهادات و دغدغه‌هاي مختلفي براي کشور اسلامي خود داريم.
اين فرصت مناسبي است تا خواسته‌هاي خود را بدون واسطه به اطلاع دولتمردان کشور برسانيم.
دوستاني که براي عضويت در اين گروه تمايل دارند مي‌توانند آدرس وبلاگ و آدرس پست الکترونيک خود را براي ما در قسمت نظرات ارسال کرده تا با آن‌ها تماس گرفته و از نحوه عضويت در اين گروه مطلع گردند.»

+ نوشته شده در  85/07/17ساعت 4:14 بعد از ظهر  توسط مشاوران جوان  | 

 

نقدي بر طرح استيضاح وزير آموزش و پرورش

 

در پي انتشار اخباري مبني بر استيضاح وزير و جمع آراء توسط نمايندگان مجلس كه به 42 راي رسيد بنظر مي رسد اگر وزير آموزش و پرورش استيضاح هم نشود تذكر جدي براي اين وزارتخانه خواهد بود .

 در ميان استيضاح شوندگان نام ديگري غير از فرشيدي نيز به چشم مي خورد وزيري كه بنا به اظهار نظر نمايندگان او نيز نتوانسته به وعده هاي خود در هنگام گرفتن راي اعتماد جامه ي  عمل بپوشاند . طي اين چند مدت هم وزير جهاد كشاورزي و هم آموزش پرورش در صف اول استيضاح شوندگان بوده اند گرچه وزير آموزش پرورش چندي پيش در يك اظهار نظر خبري مبني بر اينكه اگر مجلس به او راي اعتماد ندهد چه خواهد كرد  گفته بود ((به كلاس درس خواهم رفت)) اما بايد گفت اين حرف يعني شانه خالي كردن از مسئوليت و اين در حالي است كه مي دانيم ايشان در شعار هاي اوليه طرح هاي انقلابي در ذهن داشته و عنوان كرده و انتظار مي رود از چنين كسي به اين زودي از صحنه رقابت كنار نرود .

اما به زعم تصورات وزير و با توجه به گفته هاي ايشان در حاشيه مجلس شواري اسلامي در خصوص طرح استيضاح خود : ( وزرات آموزش و پرورش يك ابر دستگاه اجرايي است ) بايد پرسيد مگر آقاي فرشيدي به اين مهم واقف نبوده كه اكنون با طرح اين موضوع مي خواهد رفع اتهام از خود بكند . او كه خود يك نيروي آموزش پرورشي بوده و خوشبختانه بر خلاف سنوات گذشته از دل معلمان به اين وزرات خانه وارد شده پس دليلي ندارد كه اين موضوع را دستاويزي براي رفع مشكلات موجود در وزارت خانه خود مطرح نمايد .

در ديگر سئوالات نمايندگان(( عزل و نصب ها – عدم استفاده از نيروهاي كار آمد – عدم بكار گيري نيروهاي جوان و ... ))مطرح شده  كه در راستاي تحقق بخشي به دفاعيات آقاي فرشيدي در روزهاي نخستين شروع بكار او ذهن اكثريت نمايندگان را به خود مشغول كرده بود كه آيا وزرير آموزش و پرورش كه رياست محترم جمهور و خواست جمعي مردم باتوجه به تحولات گذشته از حساسيت ويژه اي برخودار بوده مي تواند جوابگوي اين تقاضاي ملي باشد ؟

اما زمان رفته رفته به ضرر آقاي فرشيدي گذشت و ايشان آنچه كه بايد مي كرد نتوانست جامه ي عمل بپوشاند و كار وزارتخانه به اينجا كشيد .

در يك نشست جمعي در وزارتخانه به اتفاق گروه مشاوران جوان وزارت آموزش پرورش به سر پرستي آقاي  امير محمد خرازاني شخص وزير  دو وظيفه را به اين گروه سپردند  .

1 – توليد فكر و انديشه نو

2- نظارت به دستگاه آموزش و پرورش

با توجه به انرژي و جواني اين گروه در انجام كارهاي اجراي اما وزرير اين دو مهم را در دستگاه خود جز مهم ترين دغدغه هاي مي داند كه بايد گروه مشاوران جوان وزارتخانه پيگيرآن شوند.

نگاه اجمالي به اين دو وظيه نشان مي دهد كه از همان بدو ورود  به دستگاه آموزشي كشور  شخص ايشان نبود فكر و انديشه را كه به طور حتم در پيشبرد اهداف او نقش كليدي داشته درست تشخيص داده و نياز تزريق فكر را جز اساسي ترين هاي وزارت خانه دانسته اما گرچه ايشان درد را بخوبي تشخيص داده  ليكن  پي درمان نرفته و همچنان اجازه داده كه چوب لاي زخم بماند و كار به اينجا بينجامد .

حال يك سئوال مطرح ميشود و آن اين است كه اگر فكر توسط گروه مشاوران جوان وزارتخانه توليد شد اجراي آن را چه كسي به عهد خواهد گرفت ؟

چيزي كه براي خود مشاوران جوان وزير هم بصورت سئوال باقي مانده اين است كه ما بر خلاف وزير كه فقط توليد فكر را گره گشاي مشكلات اين كلان وزارتخانه مي داند معتقديم فكر جديد نيروي جديدي هم براي اجرا مي خواهد و نبايد پنداشت كه اجراي افكار جوان گرايانه و تحول خواه توسط نيروي كه به تعبيري خدمت خود را در ادوار گذشته به  كشور داشته ميسر شود  .

گرچه اين موضوع توسط گروه مشاوران جوان به ايشان تذكر داده شد  كه: (( چندي بعد چه بخواهيم و چه نخواهيم بايد از اين نيروهاي جوان در دستگاه استفاده كنيم پس چه بهتر از هم اكنون ايشان را در بازوهاي اجرايي  تزريق كنيم تا آنها براي پذيرش آن ورزيده شوند  و نيز  گفته هاي رياست جمهوري در خصوص دولت در سايه  معنا دار شود ....))اما به نظر مي رسد صحبت هاي اين گروه هم بي فايد ماند و وضع وزارتخانه روز به روز به بحراني ترين دوران خو نزديك تر  شد .

اما دومين وظيفه كه براي گروه مشاوران تفيض شده نظارت بر سيستم آموزش و پرورش بوده و با توجه به استدلالي كه در قبل داشته ايم بايد بگويم نظارت عموما با يك تجربه ي غني توام بوده و  شما زماني مي توانيد بر يك مجموعه نظارت داشته باشيد كه بدانيد الان احتمال وقوع  چه اتفاقي است و اينكه تجربه گذشته شما در اين خصوص چه رخ دادي  را پيش بيني مي كند . ولي با اين حال شخص وزير ترجيح داده كه اين وظيفه را نيز به  گروه مشاوران جوان خود بسپارد. كاري كه گرچه بايد پنداشت  از عهده آنها بر خواهد آمد اما بنظر نمي رسد كه چندان منطق مدار باشد .

در يك جمع بندي ساده بايد بگويم وزير درست تشخيص داده اند كه ما در وزارتخانه نه فكر تازه داريم و نه ناظر درست و دقيق و اين نشان مي دهد كه وزير در تشخيص درست عمل كرده اما در شيوه هاي درماني بيماري آموزش و پرورش جاي ترديد بسياري است كه با يك بازنگري دوباره گمان مي كنيم بتوان بر اين بيماري تسلط پيدا كرد و يا حداقل كنترلش كرد   ...

اما در چه بايد كرد ها بايد بگويم كه اجراي تفكرات نو و تازه با حضور و پر رنگ تر شدن نيروي جواني در وزارتخانه ميسر است و نظارت بر اجرا از نيروي كه داري تجربه كافي برخودارد است ممكن . و اگر ما بخواهيم تغييري بر روند موجود داشته باشيم و در كاهش آراء نمايندگان نقشي ايفا كنيم مي بايست اين دو مهم را در دستور كار قرار دهيم و در چينش نيروهاي خود دقت بيشتري داشته باشيم .  

 

عباس فرجي

+ نوشته شده در  85/07/17ساعت 11:43 قبل از ظهر  توسط مشاوران جوان  | 

مديركل آموزش و پرورش راهنمايي گفت: آموزش و پرورش به هيچ عنوان قصد اخراج هيچ دانش‌آموزي از مدرسه را ندارد و اين مورد در مرحله آخر تذكر به دانش‌آموز و در موارد بسيار حاد صورت مي‌گيرد.
منوچهر فضلي‌خاني در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: برخورد با دانش‌آموز متخلف مراحلي دارد و به هيچ عنوان در بار اول دانش‌آموز اخراج نخواهد شد.
وي با بيان اينكه اخراج در موارد بسيار حاد و به ندرت صورت مي‌گيرد، گفت: تعداد دانش‌آموزان اخراجي خيلي انگشت شمار است و به هيچ عنوان به يك درصد نمي‌رسد.
فضلي‌خاني درباره پخش برخي فيلم‌هاي تلويزيون و تأثيري كه روي دانش‌آموزان دارد، گفت: بايد دانش‌آموز را بيمه كنيم تا در برابر مسائل مختلف واكنش صحيح و منطقي داشته باشد.
وي ادامه داد: منظور از بيمه اين است كه بايد دانش‌آموز را راهنمايي كرد تا با آگاهي، از موانع بگذرد.
مديركل آموزش و پرورش راهنمايي به طرح معلم مشاور در مدارس راهنمايي اشاره كرد و گفت: زمينه مشاوره را بايد در كلاس درس فراهم كنيم. البته منظور كار تخصصي مشاوره توسط معلمان نيست بلكه بسترسازي مشاوره و آگاهي به دانش‌آموزان است.

+ نوشته شده در  85/07/16ساعت 11:33 قبل از ظهر  توسط مشاوران جوان  | 

محمود فرشيدي در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس در خصوص مشكل كمبود مربي بهداشت در آموزش افزود: در آيين‌نامه بكارگيري مربي بهداشت در آموزش و پرورش، توافقاتي بين ما و وزارت بهداشت حاصل شده است.
وي ادامه داد: نحوه بكارگيري مربي بهداشت در آموزش و پرورش از سوي مجلس شوراي اسلامي بر عهده آموزش و پرورش گذاشته شده است كه البته از منظر ارتقاي سطح بهداشت دانش‌آموزان بسيار مهم است اما بار بسيار سنگيني بر دوش آموزش و پرورش نهاده شده است.
فرشيدي اظهار داشت: در صورتي كه اين آيين‌نامه تصويب شود، رديف‌هاي استخدامي در آن پيش‌بيني شده است تا مشكل كمبود مربي بهداشت در آموزش و پرورش حل شود.
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا مشكل كمبود مربي بهداشت امسال حل مي‌شود يا خير، گفت: در صورتي كه روند تصويب آيين‌‌نامه به خوبي پيش رود و بتوانيم رديف‌هاي مورد نياز را ‌بگيريم، استخدام آغاز مي‌شود.
+ نوشته شده در  85/07/12ساعت 4:53 بعد از ظهر  توسط مشاوران جوان  | 

آش نخورده و دهان سوخته!!


 


اين روزها در دبيرستاني كه من مشغول به تدريس هستم تغييرات فراواني در حال رخ دادن است . رئيس دبيرستان عوض شده ( البته بهتر است واژه مناسب آن را بكار ببرم بر كنار شده چيزي كه امروزه دردبيرستان هاي منطقه 16 تهران معمول است و زياد تعجب انگيز نيست كه فردا بشنويم مدير فلان دبيرستان يا مدرسه عزل –بركنار- استعفاء- و يا هرنامي كه خودتان صلاح مي دانيد بر آن بگذاريد .

القصه رئيس دبيرستان ما هم از آغاز سال تحصيلي بر كنار شد و چندي است كه در دبيرستان ديگري مشغول به تدريس درس زبان است . گرچه بايد قبول كنيم كه رياست دبيرستان ارث پدري ايشان نبوده اما خدايي ما در اين مدت همكاري كه با او داشتيم چيز بدي از او نديده بوديم .و علاوه بر آن کیفیت آموزشی دبیرستان نسبت به سال های گذشته صد چندان شده بود . 

انگار زياد دور رفتيم بياييم سر اصل قصه -غصه –گله-  شكايت- حرف -حديث -نقل -روايت و داستان و ...

از اوايل سال جاري توسط آقاي خرازاني مشاور وزير آموزش پرورش و به پشتوانه بيانات رياست محترم جمهوري جناب آقاي دكتر احمدي نژاد ما شديم عضو گروه مشاوران وزارت آموزش پرورش . به نوعي قبول كرديم  شتر مرغ شويم  ... چرايش را خدمتتان عرض خواهم كرد. 

آخه ما را چه به اين كار ها .به دبيرستان مي رفتيم و مي آمديم بدون آنكه گربه شاخمان بزند .نه آقاي هراتي( قائم مقام وزير) را مي شناختيم كه درس هاي قديمي دانشگاه را در خصوص تعليم و تربيت  دوباره به ما  ياد آور شود و نه آقاي درونه رئيس سازمان استان تهران و  نه آقاي زاده حسين  مدير كل روابط عمومي وزارتخانه وغيره و غيره راكه وقتي مي خواهيم سلامشان كنيم آنقدر از نظر پستي بالا هستند كه كلاه از سرمان بيفتد .تا همين چند ماه پيش اگر مي خواستيم با هر يك از حضرات وقت ملاقات بگيريم به چند ماه طول مي كشيد ... گرچه اكنون هم چندان فرقي نكرده .

داشتم مي گفتم كه مراقب بوديم گربه شاخمان نزند   اما اين روزها هر كسي مي آيد شاخ كه چه عرض كنم با هر چه دستش مي رسد مي زند . با زبان و چوب و چماق و لگد و دشنه و خنجر و ديلم و ...

همه انتظار دارند و غافل از اينكه دست ما كوتاه و خرما بر نخيل ... اين روزها چيزي كه بيشتر مورد توجه من قرار گرفته  اين است كه  وزارتخانه محترم تكليف ما را روشن كند بدانيم ما چكاره حسن در وزاتخانه هستيم . وزیر می گوید نظارت کنیم ( آخه در ادبیات ایرانی گاهی کلمات معنای متفاوتی پیدا می کند ... مثلا نظارت  زیر آب زدن معنا می شود ... و جوانی و نیروی نشاط سر کار بمانید تا به وقتش خبرتان می کنیم معنا می دهد و ... ))....

امروز رئيس دبيرستان تازه حکم گرفته مان  و بی خبر از عالم و آدم از من مي خواهد در جلسات شركت نكنم ... می گوید از وقت دبیرستان می زنی !!!! لابد بنده خدا فكر مي كند من مي روم جلسه با آقاي خرازاني شطرنج بازي مي كنم و يا چند مدت پيش با آقاي درونه فوتبال دستي بازي كرده ام  و يا كمي آنطرف تر با جناب وزير جلسه مشاعره داشته ام ... البته دورغ که نباید گفت اگر فرصت می شد وزیر بدش نمی آمد با یکی از اعضای گروه مشاوران جوان مشاعره ای داشته باشد ..

آقا جان يكي بيايد به اين بندگان خدا بگويد كه ما در جلسات حرف هاي مهم تري هم مي زنيم و اين حرف ها صد البته در خصوص آموزش و پرورش است نه در مورد فيلم شب قبل سر افطار كه قرنيه به گوش كسي مي خواهند پيوند بزنند ...  بخيه اش پس مي زند و گوش بنده خدا كر مي شود ...

اگر قرار است ما در جلسات شركت كنيم بايد شركت كنيم ...نمی دانم شاید این مدیر محترم گمان می کند وزارت آموزش و پرورش به آموزش و پرورش ربطی ندارد البته بی ربط هم فکر نمی کند ... ((این بین خودمان باشد در این مدت هر چه چشم انداختیم بفهمیم در این وزارتخانه چطور به اموزش و پرورش خدمت می کنند سر در نیاوردم ....)) بماند .... 

جناب خرازاني تهديد مي كند كه غيب در سه جلسه حذف از گروه را به ارمغان خواهد آورد و رئيس دبيرستان هم مي گويد غيب شما گزارش به اداره و درج در پرونده بهمراه خواهد داشت ...و از حقوقتان کسر خواهد شد ....

 تكليف ما چيست كه اين وسط قبول مسئوليت كرديم ...  بفرماييد ما شتر هستيم يا مرغ...  بدانيم اگر شتريم بار ببريم و اگر مرغيم تخم بگذاريم و بپريم ....تا سال تحصيلي گذشته هر چه در جلسات شركت كرديم از ساعات مازاد و شخصي  خودمان بود و تمام اهتمام خود را كرديم كه به ساعت دبيرستان كاري نداشته باشيم و بي خيال وقت خود شديم گرچه دوستان مي دانند همان ساعاتي كه ما براي وزراتخانه كار مي كرديم اگر حق التدريس مي گرفيتم ماهي صد هزار تومان حقومان مي شد اما پي اين را هم به تن ماليديم و بي خيال اين پول شديم شايد گره از مشكلات آموزش و پرورش باز شود اما امسال من سي ساعت موظف هستم و هر كاري كنم نمي توانم از ساعت مازاد خود بزنم چون تمام هفته در دبيرستان هستم  و هر روز را بخواهم بيايم يك روزر از مدرسه خواهد شد بفرماييد بنده چه كار بايد بكنم كه هم خاطر مبارك مشاور وزير فراهم آيد و هم رئيس دبيرستان گله مند نشود و البته پاسخگو ساير همكاران مبني بر عدم حضور اينجانب در دبيرستان نيز باشم ...

به هر صورت قصه شتر مرغ بودن ما از آن حكايت هاست كه اگر فرصت شد و حالي بود به قلم خواهم كشيد كه گريه و خنده را به يكجا به شما هديه كنم .

 

 

عضو گروه مشاوران وزارت آموزش و پرورش

عباس فرجي

 .......

رونوشت به :

- جناب آقاي احمدي نژاد رياست محترم جمهوري

- جناب آقاي فرشيدي وزير محترم آموزش و پرورش

- جناب آقاي خرازني مشاور وزير آموزش و پرورش و رئيس گروه مشاوران وزارت آموزش و پرورش

- جناب آقاي مهندس بذرپاش مشاور محترم رياست جمهور

- جناب آقاي درونه رئيس سازمان آموزش و پرورش استان  تهران

- جناب آقاي مهاجري  مدير  آموزش و پرورش منطقه 16 تهران

- جناب آقاي چشم آذر مسئول مشاوره اداره آموزش و پرورش منطقه 16 تهران

- جناب آقاي بايندريان رياست محترم دبيرستان شهيد سيد فاطمي 2

-  جناب آقاي شيعي رياست محترم دبيرستان شهيد سيد فاطمي 1

-  جناب آقاي كوفي عنان رياست محترم سازمان ملل

- جناب آقاي امير هوشنگ بطلميوس رئيس انجمن حمايت از مشاوران بي دفاع

- و...

+ نوشته شده در  85/07/10ساعت 10:13 قبل از ظهر  توسط مشاوران جوان  | 

+ نوشته شده در  85/07/10ساعت 8:12 قبل از ظهر  توسط مشاوران جوان  | 

 

خبرگزاري فارس: نزديك يازده ماه از تصدي پست وزارت آموزش و پرورش توسط محمود فرشيدي مي‌گذرد اما هنوز آقاي وزير اقدامي براي برگزاري نشست خبري با خبرنگاران نداشته است. اين در حالي است كه آموزش و پرورش به عنوان وزارتخانه‌اي كليدي مطرح است و نيمي از جمعيت كشور درگير مسائل آن هستند.

به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس،‌ محمود فرشيدي در هجدهم آبان‌ماه سال گذشته از مجلس شوراي اسلامي رأي اعتماد گرفت تا به عنوان وزير آموزش و پرورش در كابينه احمدي‌نژاد فعاليت كند.
محمود فرشيدي در برنامه پيشنهادي خود به مجلس شوراي اسلامي، حل مسائل معيشتي معلمان، برنامه‌ريزي‌هاي تاثيرگذار و سرمايه‌گذاري گسترده را اولويت‌هاي مهم مورد نياز اين وزارتخانه برشمرده بود.
او در برنامه‌هاي كوتاه مدت يكساله خويش توجه به تداوم طرح ارتقاي شغلي معلمان، اجراي طرح بيمه تكميلي، اعطاي دو ماه پاداش كاركنان دولت به معلمان در پايان سال 84، افزايش يارانه (بن نقدي)، پرداخت مطالبات معوقه معلمان، پيگيري تعهدات مالي دولت به صندوق ذخيره فرهنگيان، اعطاي سهام برابر با كاركنان دولت به معلمان، افزايش متناسب بودجه سال آينده اين وزارتخانه، تداوم سياست استقلال اصولي مدرسه، رفع مشكل مسكن معلمان و تأسيس خبرگزاري و روزنامه مستقل فرهنگيان را مورد اشاره قرار داده بود.
همه اين‌ موارد به انتظار خبرنگاران رسانه‌هاي مختلف براي تشريح و پاسخگويي وزير آموزش و پرورش دامن زد و اين در حالي بود كه فرشيدي از برگزاري نشست خبري با خبرنگاران سر باز مي‌زد. هر چند در اين مدت خبرنگاران معمولا در حاشيه برنامه‌ها پس از دويدن به دنبال وزير آموزش و پرورش به سرعت سوال خود را را مطرح كرده و به همان سرعت نيز پاسخي دريافت كرده‌اند.
اين وضعيت همچنان يازده ماه پس از تصدي پست وزارت آموزش و پرورش توسط فرشيدي ادامه دارد و خبرنگاران نيز همچنان در انتظار. اين درحالي است كه همقطاران فرشيدي در كابينه در اين مدت از جمه باقري لنكراني، وزير بهداشت؛ زاهدي، وزير علوم؛ كريمي راد، وزير دادگستري؛ كاظمي، وزير پيشين رفاه هركدام چند بار اقدام به برگزاري نشست خبري در اين مدت كرده‌اند.
البته معاونان فرشيدي در اين مدت طي يك هفته قبل از آغاز سال تحصيلي جديد، گزارشي از عملكرد يازده ماهه خود را ارائه دادند و حتي وعده برگزاري نشست خبري آقاي وزير را هم در اواخر شهريور ماه دادند اما بعدا اعلام شد كه وزير آموزش و پرورش قصد دارد در ماه رمضان با حضور تمام معاونان خود نشستي را برگزار كند.

آنچه مسلم است، اولين نشست خبري وزير آموزش و پرورش پس ازاين مدت طولاني داراي حاشيه‌ها و گفته‌هاي بسياري خواهد بود و وزير آموزش و پرورش بايد بداند كه تأخير در برگزاري نشست خبري با خبرنگاران نه تنها كار را سخت‌تر بلكه دوري هر چه بيشتر فرشيدي را از خبرنگاران به دنبال دارد.

+ نوشته شده در  85/07/10ساعت 8:9 قبل از ظهر  توسط مشاوران جوان  | 

‍‍‍‍پس از بركناري وزير رفاه و تامين اجتماعي، معاونت سياسي وزير كشور و مديرعامل ايرنا، گزارش هايي مبني بر تغيير و تحولات جديد در دولت به گوش مي رسد.

يه گزارش رجا ، عملكرد خانم واعظ جوادي در یک سال اخیر نتوانسته رضایت رئیس جمهور را به همراه داشته باشد و گفته می شود احتمال تغییر رئیس سازمان محیط زیست وجود دارد. وزیر یکی از وزرارت خانه های مهم دولت نیز در ارزیابی ها نمره خوبی کسب نکرده است و احتمال تغییر وی پیش از پایان سال 85 وجود دارد.

عزل محسني ثاني، استاندار لرستان و عبداللهي استاندار گيلان حتمي شده است و اين دو به زودي جاي خود را به استانداران جديدي مي دهند. محسنی ثاني و عبد اللهي از وابستگان يه يك حزب سياسي، اقتصادي هستند.

گفته مي شود، استاندار سمنان هم كه تنها استاندار دولت قبلي است، بركنار خواهد شد.
همچنين شنيده ها حاكي از آن است كه افراشته استاندار بوشهر،حيات مقدم استاندار خوزستان از استانداراني هستند كه نمره قابل قبولي در ارزيابي ها كسب نكرده اند.
 

 
+ نوشته شده در  85/07/09ساعت 11:1 قبل از ظهر  توسط مشاوران جوان  | 

رييس‌جمهور گفت: كساني كه مي‌گويند ايران در دست‌يابي به انرژي صلح‌آميز هسته‌يي مخفي‌كاري كرده دروغ بزرگي مي‌گويند؛ اين دروغ و تهمت بزرگي است.
ملت ايران بر خواسته‌ي خود پافشاري مي‌كند

به گزارش آموزش نیوز به نقل از (ايسنا) دكتر محمود احمدي‌نژاد، رييس‌جمهور كشورمان صبح روز شنبه در مراسم بازگشايي دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي كشور در دانشگاه تهران طي سخناني درباره‌ي پرونده‌ي هسته‌يي كشورمان با اشاره به اين كه انرژي فسيلي در سطح جهاني در حال اتمام است و نمي‌توان در آينده كشور را فقط با اين نوع انرژي اداره كرد، در عين حال آلودگي‌هاي ناشي از استفاده از انرژي فسيلي را يادآور شد و خاطرنشان كرد: به همين دليل سعي داريم به انرژي صلح‌آميز هسته‌يي براي استفاده در صنعت و ديگر عرصه‌ها دست پيدا كنيم؛ چراكه داراي مانند سوخت‌هاي فسيلي آلودگي ندارد، در ضمن مي‌توان با كاهش استفاده از سوخت‌هاي فسيلي، از آن‌ در مصارف ديگري بهره برد، ولي در حال حاضر برخي با دست‌يابي ايران به چرخه‌ي سوخت هسته‌يي مخالفند و اين در حالي است كه ملت ايران بر اين خواسته‌ي خود پافشاري مي‌كند.

وي با يادآوري اين كه " ايران از چهل سال پيش عضو آژانس بين‌المللي انرژي اتمي است و در طول اين مدت به طور كامل مقررات را رعايت كرده است" گفت: كساني كه مي‌گويند ايران در دست‌يابي به انرژي صلح‌آميز هسته‌يي مخفي كاري كرده دروغ بزرگي مي‌گويند؛ اين يك دروغ و تهمت بزرگ است. طبق قانون كشورهايي كه عضو آژانس هستند بايد فعاليت‌هاي خود را طي مراحلي به آژانس اطلاع بدهند و لزومي ندارد كه اين اطلاعات به روز باشد، بلكه مي‌تواند به صورت مقطعي باشد، مثلا موقعي كه يك كشور مي‌خواهد به چرخه‌ي سوخت دست پيدا كند، ‌بايد 180 روز قبل از اين‌كه اورانيوم را تزريق كند، آژانس را مطلع كرده و بخواهد كه بر فعاليت‌هايش نظارت كند. فعاليت‌هاي ما نيز از همان ابتدا زير نظر آژانس بود و هيچ‌گاه قانون را زير پا نگذاشته‌ايم.


چرا مخالف پيشرفت ما هستند؟

احمدي‌نژاد با طرح اين سوالات كه "‌چرا برخي از كشورها با دست‌يابي ايران به چرخه‌ي سوخت هسته‌يي در جهت مصارف صلح‌آميز مخالفت مي‌كنند؟ آيا آن‌ها با سلاح هسته‌يي مخالف هستند؟" به آن پاسخ داد: نه اين‌ها دروغ مي‌گويند. آن‌ها دروغگويان بزرگي هستند. آن‌ها مخالف سلاح هسته‌يي نيستند؛ چراكه ما مي‌بينيم در همين منطقه‌ي خاورميانه چه كشورهايي داراي سلاح‌هاي هسته‌يي شده‌اند و عضو آژانس نيستند و آژانس هيچ نظارتي بر فعاليت‌هاي هسته‌يي آن‌ها نمي‌كند.

رييس جمهور با اشاره به اين كه " تاكنون دو هزار نفر روز آژانس از فعاليت‌هاي هسته‌يي ايران بازديد كرده و بيش از هزار سند نيز ارايه شده است" گفت: حال باز هم سوالم را تكرار مي‌كنم چرا برخي كشورها با پيشرفت ايران و دست‌يابي ايران به انرژي مخالف هستند؟

وي گفت: ما اعلام كرده‌ايم كه داراي چرخه‌ي سوخت هستيم و آن را در معرض عموم قرار داديم، ولي دولت‌هايي كه با ايران مخالفت مي‌كنند داراي بمب‌هاي نسل اول، نسل دوم و سوم هستند و آن را آزمايش مي‌كنند. آن‌ها در مخالفت با دست‌يابي ايران به سلاح هسته‌يي مي‌گويند ممكن است كه ايران در آينده از فعاليت‌هاي صلح‌آميز انحراف پيدا كند و اين نگران كننده است. آيا به نظر شما اين استدلال‌ها خنده‌دار نيست؟

وي در ادامه به ديدار خود با اعضاي شوراي روابط خارجي آمريكا در نيويورك اشاره كرد و گفت: اعضاي اين شورا، افراد پشت ‌صحنه‌ي آمريكا هستند و من به همين خاطر متن گفت‌وگوي خود با آن‌ها را داده‌ام تا منتشر شود و مردم بدانند كه من چه حرفي زدم و آن‌ها چه حرفي زدند. در اين جلسه پيرمردي 80 ساله - كه رييس يكي از بنيادهاعلمي و فرهنگي محض و ترويج كننده‌ي انديشه‌ي ليبراليسم و تحقير كننده‌ي ديگر ملت‌هاست - كه اگر اسمش را بگويم او را مي‌شناسيد ، وقتي جلسه تمام شد به من گفت كه استدلال شما درست است. شما قانوني عمل كرده‌ايد و قانون نيز بايد از شما حمايت كند. ولي وي در اين مخالفت خود با دست‌يابي ايران به چرخه‌ي سوخت يك استدلال آورد. او به من گفت اگر شما به اين انرژي دست پيدا كنيد بعد از آن ديگر ملت‌ها از جمله عربستان و مصر نيز مي‌خواهند به اين انرژي دست پيدا كنند و ما آن موقع به آن‌ها چه بگوييم. ببينيد چه استدلال سطح پاييني آورد. وقتي كه نمي‌تواند استدلال قانع كننده‌اي پيدا كنند به چنين استدلال‌هاي سخيفي متوسل مي‌شوند. من به وي گفتم اگر انرژي هسته‌يي به صورت صلح‌آميزش مفيد است، چرا فقط يك عده از آن استفاده كنند. چرا ديگر ملت‌ها نتوانند از آن استفاده كنند اگر چيز خوبي است بايد تمام ملت‌ها از آن استفاده كنند و اگر چيز بدي است شما نيز نبايد از آن استفاده كنيد.

رييس‌جمهور اظهار داشت: كشورهايي كه با پيشرفت ايران در اين زمينه مخالف هستند خود از مسير صلح‌آميز منحرف شده‌اند. اين ملت‌ها به ديگر ملت‌ها زورگويي مي‌كنند. به من آن‌ها مي‌گويم شما كه منحرف شده‌ايد و زورگويي مي‌كنيد، چرا فعاليت‌هاي هسته‌يي خود را مخفي مي‌كنيد؟ چرا بمب‌هاي خود را مخفي مي‌كنيد؟ اگر راست مي‌گوييد كه در مسير صلح‌آميز حركت مي‌كنيد، بايد اجازه دهيد كه از فعاليت‌هاي شما بازديد شود، مثل ما كه اين زمينه را فراهم كرديم كه از فعاليت‌هاي هسته‌يي‌مان بازديد به عمل بيايد. من در همين جا از وزير علوم مي‌خواهم كه زمينه‌اي را فراهم كند كه استادان و دانشجويان از فعاليت‌هاي صلح‌آميز هسته‌يي كشورمان بازديد كنند. فعاليت‌هاي صلح‌آميز هسته‌يي افتخار ماست و ما آن را پنهان نمي‌كنيم.

احمدي‌نژاد گفت: آقايان از فعاليت‌هاي هسته‌يي ايران نگران هستند، در صورتي كه اين نگراني آن‌ها بيهوده است. فعاليت‌هاي ايران صلح‌آميز بوده و تحت نظارت آژانس است. ايران هيچ‌گاه به دنبال سلاح نبوده است. ما به آن‌ها مي‌گوييم نگران نباشيد.

وي يادآور شد: در حاشيه‌ي اجلاس سازمان ملل متحد يكي از نخست‌وزيران غربي با من ديداري داشت و من به وي گفتم كه چرا شما خود را در اين بازي سياسي دخالت داده‌ايد. همه مي‌دانيد كه اين يك بازي سياسي است. چرا شما اين بازي سياسي را جدي گرفته‌ايد. اين عاقبتي براي شما ندارد و چيزي عايد شما نمي‌كند.


ترس از تبديل‌شدن به قدرت جهاني

به گزارش ايسنا، رييس‌جمهور افزود: برخي از كشورها در گوشه‌اي از دنيا نشسته‌اند و دائم با پيشرفت ايران مخالفت مي‌كنند، آنها مي‌دانند جوانان ايراني داراي استعداد هستند و اگر به فن‌آوري دست يابند، به سرعت مي‌توانند به يك قدرت جهاني تبديل شوند.

رييس‌جمهور گفت: من حدود 30 الي 40 ديدار در سفر اخير خود به چند كشور داشتم و نصف بيشتر آنها به من مضمون اين عبارت را مي‌گفتند كه اگر ايران به يك قدرت جهاني تبديل شود، ما مي‌خواهيم مناسبات خود را با ايران گسترش دهيم، چرا كه ايران يك ملت است، ملت ايران دست‌ساخته نيست؛ ملت ايران ملتي نيست كه با زور اسلحه در جايي جمع شده باشد و به زور بخواهد يك مملكت را به وجود بياورد. بارها كشور ما اشغال شده، ولي ايراني هيچ‌وقت هويت خود را از دست نداده و سايه‌ي ملت ايران از زير اشغال بيرون زده است، ملت ايران تا آخر مي‌ماند و به كسي وابسته نيست، ملت ايران ملتي نيست كه تازه يك نفر بخواهد بيايد كشفش كند، مثل كشورهايي نيست كه تازه يك نفر آن را كشف كند، من به آمريكاي جنوبي رفته بودم، مردم آمريكاي جنوبي آگاهي‌شان رفته بالا، مسخره مي‌كردند و مي‌گفتند ما همان ملتي هستيم كه كريستف كلمب مي‌خواست ما را كشف كند، ما گم شده بوديم.


تاريخ گواه ايستادگي ايرانيان است

رييس‌جمهور گفت: تاريخ اين سرزمين گواهي مي‌دهد كه ملت ايران همواره وجود داشته است، ملت ايران آزاده است، ملتي نيست كه زير بار اشغال برود.

احمدي‌نژاد افزود: ايران هميشه در حال رشد و شكوفايي بوده، ساليان قبل ما رشد و شكوفايي زيادي داشتيم و در بسياري از رشته‌ها حرف اول را مي‌زديم، قبل از اسلام ما رشد كرده بوديم و بعد از اسلام نيز رشد كرديم، بعد از اسلام نقطه‌ي شكوفايي عزت ملت ايران آغاز شده است.

رييس‌جمهور گفت: آنهايي كه با پيشرفت ايران مخالف هستند، فشار مي‌آورند كه شما فعاليت‌هاي خود را تعليق كنيد. ما مي‌گوييم چرا؟ آنها مي‌گويند چون ما به شما اعتماد نداريم. آنها مي‌گويند ما بايد به شما اعتماد كنيم. ما به آنها مي‌گوييم عجب! به يكي از همين آقايان گفتم كه من چندين بار NPT را مطالعه كرده‌ام، اما در هيچ كجاي آن نيامده كه براي دست‌يابي به سوخت هسته‌يي بايد اعتماد شما را جلب كنيم. ما از آنها مي‌پرسيم چگونه اعتماد شما را جلب كنيم؟. در اين ارتباط سوال و پافشاري مي‌كنيم و آنها در پايان پاسخ مي‌دهند زماني كه شما فعاليت هسته‌يي نداشته باشيد، اعتماد ما جلب شده است. ما به آنها مي‌گوييم عجب! آنها از پيشرفت ايران ناراحت هستند. آنها از اين كه ما بدون وابستگي توانستيم چرخه‌ي سوخت را به دست آوريم ناراحتند. آنها از اين كه ما توانسته‌ايم با اتكا به جوانان‌مان به اين پيشرفت دست پيدا كنيم عصباني هستند. از اين كه اين فن‌آوري در ايران در حال بومي شدن است ناراحت هستند.

احمدي‌نژاد گفت: هفت – هشت ماه پيش آنها يك جو رواني را به وجود آورده بودند و دائم مي‌گفتند حمله مي‌كنيم و فلان تاسيسات را مي‌زنيم. آقاي كوفي عنان با من تماس گرفت. به وي گفتم اين فن‌آوري در ذهن جوانان و در مغز آنهاست و كسي نمي‌تواند آن را از ما بگيرد. من به وي تاكيد كردم كه كسي نمي‌تواند به تاسيسات ايران حمله كند و اگر نيز حمله كند، چون اين فن‌آوري در دست و در ذهن جوانان ماست، آنها مي‌توانند بهترش را ايجاد كنند.

وي گفت: آنها به ما دائم فشار مي‌آوردند كه تعليق و كار را تمام كنيد. آنها در ابتدا به ما گفتند شش ماه كار را تعليق كنيد. بعد گفتند سه ماه، بعد گفتند يك ماه و ما مخالفت كرديم و حال نيز مي‌گويند به مدت كوتاه و يك روز. ما به آنها مي‌گوييم چرا تعليق كنيم؟. آنها به ما مي‌گويند چند روز تعليق كنيد و بگوييد به دليل مشكل فني تعليق كرده‌ايد. ما به آنها گفتيم آخر ما مشكل فني نداريم كه بخواهيم تعليق كنيم. چرا به ملت خود دروغ بگوييم، ما مشكلي در اين ارتباط نداريم.

رييس‌جمهور گفت: ما در پيشرفت در ارتباط با فن‌آوري صلح‌آميز هسته‌اي در قدم‌هاي اول به سر مي‌بريم و ان‌شاءالله پيشرفت‌هاي زيادتري نيز انجام خواهيم داد، ما تازه قدم‌هاي اول را برداشته‌ايم.

+ نوشته شده در  85/07/09ساعت 10:58 قبل از ظهر  توسط مشاوران جوان  | 


+ نوشته شده در  85/07/02ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط مشاوران جوان  | 

 آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار نخبگان جوان و برگزيدگان آزمونها و جشنواره هاي داخلي و المپيادهاي ملي و جهاني،پيشرفت علمي را هدفي راهبردي، بسيار مهم و حياتي برشمردند و تلاش بي وقفه، خستگي ناپذير و پرشتاب دانشمندان، دانشجويان و به ويژه نخبگان جوان را عامل اصلي تحقق اين هدف دانستند. با عنايت به اهميت اين ديدار، متن كامل بيانات معظم له را از نظر مي گذرانيد.


بسم‏اللَّه‏الرّحمن‏الرّحيم‏

يكى از دلايلى كه من شيفته‏ى اين مجالس جوانان هستم، همين احساس آزادگى و براى جوانِ امروز، دليرى بيان عق