رئيسجمهور اعلام كرد: يك بانك دولتي به مرور وظيفه حل مشكلات جوانان را برعهده ميگيرد.
به گزارش فارس، محمود احمدينژاد در ادامه ديدار از صدا و سيما پس از حضور در برنامه زنده «خانواده» شبكه اول به گفتوگو با هرمز شجاعيمهر مجري اين برنامه پرداخت.
در اين برنامه كه ضرغامي رئيس سازمان صدا و سيما نيز حضور داشت، رئيس جمهور به نقش مهم زنان در خانواده اشاره كرد و گفت: نبايد كسي فعاليت در خانه را بيارزش و كار بيرون از خانه را ارزشمند بداند و من نيز تاجايي كه امكان داشته باشد، در خانه كمك كرده و گاهي غذا نيز درست ميكنم.
مجري برنامه «خانواده» همچون ديگر بخشهايي كه احمدينژاد در آنها حضور يافت، از وي خواست تا خبري خوش را به مردم بويژه خانوادهها اعلام كند كه رئيس جمهور با بيان اينكه «هر روز كه گرهي از كار مردم باز شود يا پروژهاي افتتاح شود، اين مسئله خبر خوش است» گفت: هيات دولت در جلسه ديشب خود تصميم گرفت فعاليت يك بانك را به مرور به بخش ازدواج، مسكن و اشتغال جوانان اختصاص داده شود.
اما مترسك، موجود حقيري كه وجود داره ولي وجود نداره. اين رو كلاغها هم بعد از مدتي ميفهمند.
***
دوران دانشجويي يه روز از ميدون وليعصر ميگذشتم، پايينتر از سينما، پسر بچهاي ترازويي كنارش و كتابش دستش درس ميخوند... آره درس ميخوند. همهي غصهي عالم ريخت توي دلم. لباسهاش، كفشهاي پارهش و غرورش كه حتي سر بلند نميكرد كه ببينه اين كيه كه داره تن لش خودش رو وزن ميكنه... (نميدونم چرا تنمون رو وزن ميكنيم، ولي روحمون رو نه؟ راستي روحمون بزرگه يا نه؟ شايد نيست كه نيازي به وزن كردنش نميبينيم.) داشتم ميگفتم... نشستم كنارش، چهار زانو، مثل خودش، روي سنگفرش پيادهرو. اولش نگاههاي سنگين رو احساس ميكردم. ولي ازش ياد گرفتم كه نگاه نكنم. خيليها ارزش نگاه كردن رو ندارند... چه افتخاري بود برام كه قبول كرد باهاش دوست باشم. درد دل كرد و كردم... گفتم چقدر داشته باشي خيلي خوشحال ميشي، كمي فكر كرد. گفت پـــــــــــــــنج هزار تومن. (چقدر سخته دست بكني توي جيبت و فقط سه هزار و دويست تومن داشته باشي). قبول نكرد گفت من كار ميكنم نه گدايي. گفتم: اگه بابات يا يه دوستي هديه بهت بده چي؟ گفت اون فرق ميكنه. گفتم: بذار دوستت باشم، گفت هستي ولي... گفتم چند بار برم روي ترازو و بيام پايين بيحساب ميشيم؟ خنديد، قبول كرد... چه لبخند دلنشيني(راستي چرا قشنگي لبخند آدما با قشنگي روحشون ارتباط مستقيم داره؟). دستام توي جيبم، تا خوابگاه پياده رفتم...
خيلي وقته با هيچ پسر بچهاي كنار خيابون روي سنگفرش پيادهرو دوست نشدهام، ما مثل مترسکیم...
ديديم گرسنهاند، درهـم نشديم
افتاد كلاه غيرت و خـــم نشديم
بر شانهي ما كلاغها ميرقصند
ما مثل مترســكيم، آدم نشديم
از دوست عزیزم جناب آقای احسان بیگ زاده
محمود فرشيدي در حاشيه مراسم انتخابات دانشآموزي در جمع خبرنگاران گفت: ما به ساعات غير درسي مدارس توجه نكرديم اما اين ساعات يك سرمايه است و بايد از اين زمانها و فضاي مدارس استفاده كنيم. وي ادامه داد: دانشآموزان اعضاي شوراهاي دانشآموزي به عنوان معاون و همراه معاون پرورشي مدرسه فعاليت خواهند كرد. در حقيقت هدف اين است كه مشاركت اين دانشآموزان را در مدارس داشته باشيم.
فرشيدي اظهار داشت: دانشآموزان در شوراهاي دانشآموزي مسئوليتپذيري را نيز ميآموزند. به عنوان مثال در بعضي از مدارس، دانشآموزان يك روز در هفته مسئوليت مدارس را به عهده ميگيرند و مدارس را اداره ميكنند.
وي انتخابات شوراهاي دانشآموزي را بسيار خوب ارزيابي كرد و گفت: مشاهده ميشود دانشآموزان در انتخابات شوراهاي دانشآموزي به مانند انتخابات كشور تلاش ميكنند و واقعا آن را جدي ميدانند.
وزير آموزش و پرورش انتخابات دانشآموزي را بسيار مهم دانست و اظهار داشت: ما به كمك دانشآموزان معتقديم و به هيچ عنوان اين انتخابات يك مراسم ظاهري نيست.
وي به وضعيت سازمان دانش آموزي اشاره كرد و گفت: در نام مسئوليت رئيس سازمان دانشآموزي در مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي و مصوبه مجلس تفاوت است. در مصوبه مجلس رئيس سازمان دانشآموزي، معاون پرورشي است و در شوراي عالي انقلاب فرهنگي رئيس سازمان دانشآموي توسط هيئت امنا تعيين ميشود. در اصل فعاليت سازمان دانشآموزي هيچ تفاوتي نيست. اين اختلاف نيز در حال پيگيري است.
فرشيدي در خصوص مجلس دانشآموزي نيز اظهار داشت: ما مجلس و شوراهاي دانش آموزي را باور داريم و اين مجلس به فعاليت خود ادامه خواهد داد.
بچههاي يکي از روستاهاي استان زنجان با ذوق و شوق بسيار و با جديت تمام در حال بافتن فرش کوچکي هستند که آن را به رئيسجمهور هديه خواهند داد.
بر پايه پيام ارسالي بينندگان «بازتاب»، بچهها با اهداي اين فرش کوچک، قصد دارند از رئيسجمهور تشکر کنند.
بافندگان کوچک در اين فرش خطاب به رئيسجمهور مينويسند: «دوستت داريم. تو مهربانترين رئيسجمهور دنيا هستي».
بچههاي روستاي زرينآباد در توضيح علت کارشان ميگويند: شش ماه پيش همزمان با سفر رئيسجمهور به استان زنجان، نامهاي به آقاي احمدينژاد نوشتيم و از او خواستيم براي جوانان روستايمان شغل آبرومندي ايجاد کند.
اما وقتي پس از چند ماه هيچ خبري نشد، به تصور اينکه کسي نامه را نخوانده موضوع را فراموش کرديم تا اينکه روز عيد فطر خبر رسيد که تا چند روز ديگر کلنگ احداث يک کارخانه پتروشيمي در نزديکي روستايمان «زرينآباد»، به زمين زده ميشود و ما تازه فهميديم که رئيسجمهور نامه ما را خوانده و به خواسته ما عمل کرده است به همين دليل تصميم گرفتيم بهترين هديهاي را که ميتوانيم تهيه کرده و براي رئيسجمهور مهربانمان بفرستيم.
نگاه نو به يك استيضاح
در اين چند روز گذشته مقالات . نقد ها و حرف و حديث هاي فراواني در خصوص استيضاح وزير آموزش و پرورش نوشته و گفته شد . اما بر آن شديم نگاه نوتري را به اين مقوله داشته باشيم و حرف جديدي را به قلم بياوريم .
فرشيدي متولد 1330 مشهد كه كارشناسي ارشد در رشته مهندسي شيمي خود را از شهر شيراز دريافت كرده . مدير اموزش و پرورش شهرهاي شيراز و آذربايجان شرقي بود . در مدارس شيراز و تهران تدريس كرده و گاهي براي روزنامه رسالت سر مقاله مي نوشته مدير نشريه زمزمه و چند پست ديگر از اين دست .
اكنون وزير است وزيري كه با 136 راي. اعتماد مجلس را كسب كرده و حرفهايي زده كه امروز او را به درد سر انداخته .
،او در صحن مجلس سخن از تحول بنیادی در آموزش و پرورش داشت و گفت که مطالبات فرهنگیان را پرداخت خواهد نمود و از همه مهم تر اینکه دو ماه پاداشت به تمام معلمان پرداخت خواهد کرد بی آنکه بداند این دو ماه پاداش رقمی معادل 600 ملیارد تومان وجه نقد رایج کشور می باشد ، این فرض همان زمان پر رنگ تر شد که او گویا نفسش از جای گرم بر می خیزد و یا اصلا در این کشور زندگی نمی کند که برای تک تک ریال هایی که می خواهد وعده بدهد سد بزرگی بنام سازمان مدیریت را پیش رو دارد .
گرچه بر همگان پیدا بود که مجلس وقتی رای 136 نفری خود را به صلاحیت ایشان می داد می دانست که چندی بعد این وزیر برای دفاع مجدد به خانه ملت دعوت خواهد شد و این بار زمانی است که فرشیدی تنش به تن آقای فرهاد رهبر ریاست سازمان و مدیریت خورده و از خواب بر خواسته و فهمیده که وعده ای که داده همه یک رویا بیش نبوده .
رئیس جمهور اشتباه نکرده بود، فرشیدی از نظر شخصیتی مردی بسیار صادق و ساده ای است و این بر هیچ کسی پوشیده نیست و به حق اگر بخواهیم قبول کنیم فر شیدی کسی است که از میان معلمان برخاسته ، معلمی است ساده و با نيات تماما خيرخواهانه، و این انتخاب درست رئیس جمهور بر خاسته از اعتراض چندین و چندساله معلمان که چرا وزیرشان از میان فرهنگیان و معلمان نيست بوده ، احمدی نژاد به وعده خود عمل مي كند و این بار کسی را انتخاب می کند که با درد آشنا است ، صادق است و سالم
آن زمان که مرتضی حاجی رای اعتماد می گرفت همه معلمان اعتراض داشتند که چرا وزیرشان معلم نیست و اینکه چرا وزرات آموزش پرورش را سیاسی می کنید اما احمدی نژاد این را هم لحاظ کرده بود و معلمی را به عنوان وزیر به مجلس پیشنهاد کرده بود ، که تا چند مدت پیش از روی کتش گچ تخته سياه را پاک می کرده ، گرچه نمی توان گفت که فرشیدی سیاسی نیست اما باید قبول کنیم که او اهل سیاسی بازی هم نبوده و در این مدت عملکردش نشان از این موضوع دارد .او مدتي در روزنامه رسالت سر مقاله مي نوشته مثل خيلي از معلم ها كه قلم به دست مي گيرند و مي نويسند گاهي براي دلشان گاهي براي فكرشان و در اين جرگه فرشيدي هم براي فكرش قلم مي زده و اين نشان از ان نمي تواند باشد كه او سياستمدار است و يا سياسي كاري مي كند مثل هر كسي براي خود خط مشي دارد كه برخي آن را حزبي و غير حزبي تلقي مي كنند .
اما پاشنه آشیل او همان سادگی او بود صداقتی که گمان نمی کرد روزی گریبانش را بگیرد و امروز او را به رای مجدد مجلس بکشاند . این جا چند پیش فرض مطرح بود که چرا مجلس او را باید استیضاح نماید ؟مجلسي كه خود مي دانست و مي داند كه كار وزرات آموزش و پر ورش با استيضاح و بر كناري وزير حل نمي شود خودش مي داند براي يك وعده بنظر كوچك در آموزش و پرورش چقدر بايد به اين در و آن در زد تا 600 ميليارد جور كرد اما با اين حال تصميم مي گيرد او را استيضاح كند چرا ؟
اول اینکه : او در مدیریت کلان وزراتخانه سابقه ای ندارد و از خط و خطوط آن اطلاعی نداشته !؟
حق در ظاهر با این دسته از مخالفان می باشد او مدیریت کلان نداشته اما آیا مگر فقط داشتن مدیریت کلان می توانست و می تواند مشکل آموزش و پرورش را حل نماید ؟ اگر این گونه بوده چرا وزیر قبل از او یعنی آقاي مرتضی حاجی استیضاح شد او که سابقه چندین دوره وزارت در دستگاههای مختلف را داشته او چرا استیضاح شد ؟ او که وزیر زاده شده بود ! و تا جایی که به یاد داریم چندین دوره وزارت و پست مدیریتی کلان بر تارک پیشانیش نوشته شده بود ؟! پس این نمی تواند دلیل کافی برای این استیضاح باشد .
در ثانی مگر بر پیشانی مدیران باید نوشته شود وزیر و کفیل و ... مگر آقای احمدی نژاد سابقه ریاست جمهوری داشته که اکنون او را به محکمه ببریم و بگوییم جناب رئیس جمهور چون شما سابقه مدیریت و ریاست کشور را نداشته اید در این قسمت یا آن قسمت مشکل پیش آمده ؟! این مشکلات به این دلیل است که شما قبلا رئیس جمهور نبوده اید؟!!این ایراد ها بیش از آنکه منطقی جلوه کند بنظر بنی اسرائیلی می آید که از مجلس بعید است با تمسک به این دست آویز فرشیدی را رد صلاحیت کنند .
در عین حال این نیز درست بود که او وقتی وارد تشکیلات وزارتخانه شد به اعتقاد بسیاری عجله کرد و در عزل و نصب ها بی دقتی نشان داد و بر عکس عده ای دیگر معتقد هستند که باید گربه را دم حجله می کشت و همه را از بیخ و بن می زد و چون چنین نکرده باید محاکمه اش کنیم .چیزی که در مجلس گویا بسیاری از نمایندگان بر آن اعتراض دارند یعنی اینکه او چرا اینقدر عزل و نصب انجام داده ؟ حتی در سطح مدیران مدارس ، این شبه زمانی می توانست درست باشد که در دولت های قبل این موضوع مصداق نداشته باشد ، اما مگر ما در دولت قبلی این موضوع را به چشم خود ندیدیم ؟ چقدر تغییر و جابجایی داشتیم؟ چطور آن زمان چون وزیر با تجربه بوده ، خرده ای به ایشان وارد نشد و امروز این موضوع مهم جلوه می کند ؟ باز اين سئوال تكراري مطرح مي شود كه بر تارك مديران نوشته شده مدير و چون او مدير زاده شده بايد مدير بماند ؟ به هر صورت بايد قبول كرد كه در جابجايي قدرت . نيروها هم جابجا مي شوند اين بنا به صلاحديد فرشيدي و يا هر وزير ديگري كاملا منطقي است و طبيعت تصدي مديريت كلان هم همين است. اما اينكه ما شايستگي را بخواهيم ملاك و محور سخن خود قرار دهيم حرف تازه اي است گرچه باز مي توان سئوال مطرح كرد كه ملاك شايستگي را چه بايد دانست ؟
دوم اینکه : افت تحصیلی در دوره وزرات فرشیدی زیاد بوده ، گفتن این نکته از زبان برخی نمایندگان جای تعجبی ندارد !! اما عده ای از امضاء کنندگان استیضاح كه دستي در آموزش و پرورش دارند خود واقف هستند که برنامه ای که برای وزارت اموزش پرورش نوشته و بسته می شود اگر خیلی زود بسته شده باشد حداقل شش ماه قبل از آغاز سال تحصیلی می باشد یعنی زمانی که فرشیدی هنوز به وزرات نرسيده بود . زمانی که سرپرستی وزراتخانه به عهده ی علی اصغر فانی بود و حتی قبل از ان یعنی زمانی که هنوز مرتضی حاجی بر مسند وزرات تکیه زده بود ،گرچه این بدان معنا نیست که بخواهیم توپ را زمین حریف بیاندازیم و بگوییم او مقصر است نه ، ولی کم لطفی خواهد بود که افت تحصیلی را به ایشان منتصب بدانیم، ضمن آنکه تالیف کتب درسی با حجمی که در کشور است یکسال و شاید دوسال قبل از رسیدن آن به دست دانش اموز صورت می گیرد ، یعنی به نقلی اگرشما بخواهید تغییري در این وزارتخانه ببیند باید بدانید ثمره آن حداقل دو سال بعد نشان داده می شود . آن دسته از دوستاني كه در مجلس نشسته اند گمان مي كنند آموزش و پرورش به اندازه يك جزيره كوچك است كه مي توانيد بلند گو بدست بگيريد و از اين سو با آن سوي آن حرف خود را انتقال دهيد . غافل از انكه اين وزارتخانه خود براي خود قاره اي است مستقل كه براي ايجاد ارتباط حداقل دو سال نوري را بايد طي كنيد تا به گوشه اي از آن برسيد .يادمان باشد وقتي نظام آموزشي عوض شد 7 سال بعد اثرات منفي و مثبت آن مشخص شد مجلسيان مسبوق باشند كه وقتي از اموزش و پرورش صحبت مي كنند اينقدر سطحي نگري نكنند . ما مشكل را جاي ديگري رصد كرده ايم اگر اهتمام مجلس بر رفع مشكل آموزش پرورش است بد نيست همسو باشد امتياز بدهد همكاري كند تحقيق كند تفحص كند نظارت كند كه آيا آنچه داده به سر انجام مي رسد يا نه كار وزير نيست خودتان هم قبول داريد اين موضوع عزم ملي مي خواهد و تا پشتوانه اين كار نباشد فرشيدي نه هر وزرير ديگري بيايد همين آش و همين كاسه است . عمده مشكلي كه مطرح است مسئله ميعشت معلمان و منزلت اجتماعي اين توده فرهنگي است كه اين مشكل هم با جابجاي وزير و وكيل حل شدني نيست . اما نمي دانم مجلس چرا اصرار به تكرار تجربه غلط دارد شما بارها استيضاح وزير آموزش وپرورش را در دستور كار قرار داده ايد و هر بار ديده ايد با استيضاح مشكلات حل نشده . بايد هم پياله شد و بقول دوستاني كه خرده ي مديريتي به فرشيدي مي گيرند كلان نگري كرد و مشكل را حل كرد .
سوم اينكه : وعده ها و مطالبات كه وزير در اخذ راي اعتماد عنوان كرد ه بود محقق نشد.
پندار وزير بر آن حكايت بود كه مردي روغني بالاي سر داشت و با خود مي انديشيد اگر آن روغن را بفرشد دو گوسنفد بخرد و چون گوسنفدانش بزايند و هر كدام جفت به سالي چهار گوسفند خواهد داشت و چون چهار گوسفند جفت بزايد 16 جفت و همينطور گله اي بزرگ خواهد داشت كه شيرش را بفرشد و پشمش را بريسد و پولش به تجارت بزند و آنگاه برجي بخرد و حكومتي داير كند و در اين هنگام خواست اعصاي حكومتش را بچرخاند روغن از بالاي سر به زمين ريخت و همه خيالات نقش بر آب شد .
اين مثل همچون حكايت وعده بود و استيضاح همچون چوب به روغن خورده . جميع معلمان بر اين باورند كه وزيري كه در سه ماهه پايان سال مشكل پرداخت حقوق كار كنان خود را دارد به چه جهت آنچه دارد هم از ايشان بگيريم ؟ مگر وزيري ديگر بر اين مسند بنشيند مي تواند آن وعده را محقق كند ؟ بي تعارف بايد بگوييم كسر بوجه وزارتخانه بيشترين مشغله ذهني وزير است نه دو ماه پاداش و اگر شما خير انديش هستيد و منطقي نگر كمك كنيد حقوق پايان سال معلمان به موقع پرداخت شود معلمان از دو ماه پاداش خود گذشته اند شما و دوستان كاسه داغ تر از آش نشويد .
اما اينكه چرا وزير وعده به گزاف داد را بايد بگوييم كه خاطر همه مي باشد كه در دوره رياست جمهور نامزدي عنوان كرده بود اگر رئيس جمهور شود 50 هزار تومان به همه پول خواهد داد . او رئيس جمهور نشد ببينيم 50 هزار تومان پرداخت مي كند يا نه اما آنچه بعد اتفاق افتاد جالب توجه بود و آن اينكه وقتي پرسيدند آيا قصد پرداخت داشتي؟ گفته بود: (( نمي شود)) و زماني كه پرسيده بودند چرا وعده دادي؟ پاسخ شنيده بودند: (( چون مردم به وعده بهشت به من راي نمي دادند )).
اگر ما منطق نگري را پيشه كنيم در خواهيم يافت كه مجلس هم همين نگرش را داشته و وزير مجبور بود به وعده اي راي بگيرد و گرنه مجلس نه به اين وزير و نه به صد پيشنهاد ديگر هم راي نمي داد همچنان كه به آقاي اشعري راي نداد .
تا زماني كه نگرش مصرفي به آموزش و پرورش داشته باشيم آش همان آش است و كاسه همان كاسه و اگر مي خواهيم كاري كنيم بايد از خر شيطان پايين بيايم و قبول كنيم كه آموزش پررورش بخش مولد است .
گاهي من گمان مي كنم اين نگرش مصرفي و غير مصرفي كي از آموزش پرورش رخت برخواهد بست و كي ما به اين نقطه از درك هستي خواهيم رسيد كه هدف در تمامي امور تربيت انسان بسوي كمال است نه رسيدن به بازارهاي جهاني؟
چهارم اينكه : احياي معاونت پرورشي چرا به تاخير افتاده؟
در تلويزيون مدت هاي پيش برنامه اي پخش مي شد بنام ديدني ها . آنجا برج هاي بلندي را نشان مي داد كه پس از مهمات گذاري مناسب در عرض چند ثانيه مثل كره آب مي شد و بر زمين مي ريخت . اين فرو پاشي ناگهاني را چند بار تكرار مي كردند تا ببينده لذت بيشتري ببرد . چرا فكر مي كنيد بيننده لذت مي برد ؟ چون در عرض چند ثانيه يك آسمان خراش چند صد طبقه فرو مي ريزد و آدم را به فكر مي اندازد كه چقدر زحمت مي خواهد و چقدر زمان طول خواهد كشيد كه اين ساختمان از نو ساخته شود وقتي فيلم برعكس مي شد ساختمان در عرض چند ثانيه باز به حالت اول باز مي گردد ولي من به دوستان مجلسي عرض مي كنم آنها فقط فيلم هستند شما باور نكنيد .
عباس فرجي
عضو گروه مشاوران جوان وزير آموزش و پرورش
مشاور وزير و مدير روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش گفت: در آيندهاي بسيار نزديك تمام فرهنگيان داراي 600 امتياز مشمول طرح ارتقاي شغلي ميشوند. به آموزش نیوز به نقل از فارس ، حسين زادهحسين در جمع خبرنگاران در باشگاه فرهنگيان تهران گفت: طرح ارتقاي شغلي يكي از طرحهاي خوبي بود كه به همه معلمان تسري پيدا نميكرد و تمام معلماني كه امتياز 600 را كسب كردند از آن بهرهمند نميشدند اما بزودي تمام معلمان مشمول از آن بهرهمند خواهند شد. وي به افزايش وام قرضالحسنه فرهنگيان نيز اشاره كرد و اظهار داشت: وام قرضالحسنه فرهنگيان از اعتبار 10 ميليارد به 100 ميليارد تومان افزايش يافته است. زاده حسين خبرنگاران را مخاطب خود قرار داد و گفت: آموزش و پرورش يقينا خانه شما است و شما بايد احياگر سهم آموزش و پرورش در رسانه ملي و مطبوعات باشيد. وي با بيان اينكه متأسفانه يك شناخت عميق از آموزش و پرورش در مطبوعات وجود ندارد، ادامه داد: معتقدم كه بايد وارد شناختي جدي از اهداف آموزش و پرورش شويم و كار كارشناسي انجام شود. مدير روابط عمومي آموزش و پرورش به خبرنگاران گفت: اجازه ندهيد كساني كه كارشناس نيستند به عرصه آموزش و پرورش وارد شوند. بايد تلاش كنيم كه جامعه رشد كند و اين رشد از آموزش و پرورش آغاز ميشود
پس از سالها مخالفت كشورهاي غربي و خصوصا آمريكا با برنامه برخي كشورهاي مسلمان كه براساس تعاليم و مباني مذهبي خود و نيز منطق خرد جمعي، معتقد به جدا بودن مدارس تحصيلي دختران و پسران هستند، بسياري از اين كشورها با توجه به مفاسد به وجود آمده از اين نوع اختلاط، به تدريج اقدام به جداسازي مدارس كرده اند.
به گزارش سرويس بين الملل بازتاب به نقل از نيويورك تايمز: دولت بوش در حال تصويب قوانيني براي حمايت از مدارس مناطق گوناگون مبني بر افزايش تعداد كلاسهاي جداگانه پسران و دختران و حتي مدارس ويژه پسران و دختران است؛ امري كه عمدهترين تغيير سياست دولت از بيش از سي سال پيش تاكنون و از زمان تصويب قانون فدرال مبني بر عدم تبعيض جنسي در امر آموزش است.
اين قوانين جديد كه روز پنجشنبه از سوي وزارت آموزش و پرورش اعلام شد، به مناطق گوناگون اجازه ميدهد تا كلاسها و مدارس جداگانه را براي دختران و پسران ايجاد كنند كه البته اين امر داوطلبانه بوده و مدارسي كه به اين كار روي ميآورند، بايد براي هر دو جنس، كلاسهايي با كيفيت آموزشي يكسان تشكيل دهند.
تعداد مدارس ويژه دختران يا پسران، از سه عدد در كل كشور در سال 1995 به 241 عدد در حال حاضر رسيده و تعداد كل مدارس نيز در آمريكا 93 هزار عدد است.
«پل والاس»، مديركل مدارس فيلادلفيا، ميگويد: «در حال حاضر در فيلادلفيا، چهار مدرسه جداگانه وجود دارد علاقه زيادي نيز براي اينگونه مدارس به چشم ميخورد و همچنين از اين طرح حمايت ميشود و در همين زمينه، دو مدرسه ديگر نيز در حال تأسيس است».
نيويورك نيز داراي 9 مدرسه جداگانه است كه بيشتر آنها در چهار سال اخير بازگشايي شدهاند.
اين طرحها با حمايت احزاب سياسي اجرا شده، ولي با مخالفت عدهاي از گروههاي حقوق زنان روبهرو شده است.
بنا بر قانون فدرال سال 1972 مبني بر ممنوعيت تبعيضهاي جنسي در امر آموزش و بودجه آنها، كلاسها و فعاليتهاي جداگانه، تنها محدود به كلاسهاي آموزش بدني است كه شامل ورزشهاي درگيرانه تا آموزشهاي جنسي ميشود.
هرچند هنوز تحقيقات در اين زمينه كامل نشده، تحقيقات اوليه نشان ميدهد دانشآموزاني كه از قشر كمدرآمد هستند زماني كه در كلاسهاي جداگانه حضور مييابند يادگيري بهتري دارند. نگراني از عملكرد پسران در دوران متوسطه نيز دليل ديگري براي تصويب اين قانون است.
اين قوانين تا 24 نوامبر به طور رسمي، لازمالاجرا نشده، ولي عدهاي از مدارس، از جمله برخي مدارس نيويورك از هماكنون اين قوانين را به اجرا گذاشتهاند.


