تبليغاتX
معلم فردا - اندر حکایت مشاور وزیر شدن ۳

معلم فردا

اندر حکایت مشاور وزیر شدن ۳

...دکتر شکری بعد از سلام و احوال پرسی روی صندلی نشست ودر همان حال نگاه شیطنت باری به من انداخت.از برق نگاهش فهمیدم که از قضیه بو برده است اما از کجا نمی دانستم.سعی کردم بحث جدیدی مطرح کنم و به قول معروف بالا منبر برم که نوبت به دکتر شکری نرسد.همین دو سه هفته پیش بود که به بهانه ی پیش دفاع پایان نامه ی دکتریش تو خرج انداخته بودیمش.خلاصه در همان حال که صحبت میکردم دکتر لبخند ملیحی می زد و می گفت :آقای نهضت من بگم یا خودت میگی؟دو سه بار اول به روی خودم نیاورم.اما با ابرام و اصراری که دکتر شکری می کرد معلمان دیگر هم کنجکاو شدند و هی پرس و جو می کردند.اونا ابتدا فکر کردند که قضیه ی ازدواج در پیش است وبه همین دلیل شروع به گفتن تبریک کردند.برای این که شکری ادامه ندهد منم تشکر می کردم ومیگفتم تا خدا چی بخواهد.اما این دکتر شکری بی انصاف امان نداد و گفت:نه آقا این خبرا نیست.آقایه نهضت شده مشاور وزیر اموزش وپرورش!برای ده بیست ثانیه سکوت بر پا شد وکسی حرفی نزد.فکر می کنم کسی انتظار این خبر را نداشت.آخه تا اونروز مرا به عنوان عضو هیات مدیره ی کانون صنفی معلمان می شناختند که همواره پی گیر مطالبات معلمان بود.همین قبل از عید بود که خبر دیدار نمایندگان تشکل های صنفی با دکتر رهبر رییس سازمان وبرنامه ریزی را داده بودم و این که آقا فرهاد رهبر فرموده بودند که میانگین حقوق معلمان چهارصد و چهل هزار تومان است و تازه ده هزارتومان بیشتر از میانگین حقوق سایر کارمندان دولت است! و سال بعد هیچ برنامه ی خاصی برای آنها ندارند.یادم هست که معلمان با شنیدن این خبر خیلی ناراحت شده بودند واز دکتر احمدی نژاد انتقاد می کردند که به وعده هایش عمل نکرده است.همچنین به عدم تحقق دو ماه حقوق که وزیر  وعده اش را داده بود اعتراض داشتند و آن را شعاری میدانستند که وزیر می خواست به آن وسیله رای اعتماد بگیرد..........

                                  رضا نهضت

+ نوشته شده در  85/04/28ساعت 5:6 بعد از ظهر  توسط مشاوران جوان  |