نقدي بر طرح استيضاح وزير آموزش و پرورش
در پي انتشار اخباري مبني بر استيضاح وزير و جمع آراء توسط نمايندگان مجلس كه به 42 راي رسيد بنظر مي رسد اگر وزير آموزش و پرورش استيضاح هم نشود تذكر جدي براي اين وزارتخانه خواهد بود .
در ميان استيضاح شوندگان نام ديگري غير از فرشيدي نيز به چشم مي خورد وزيري كه بنا به اظهار نظر نمايندگان او نيز نتوانسته به وعده هاي خود در هنگام گرفتن راي اعتماد جامه ي عمل بپوشاند . طي اين چند مدت هم وزير جهاد كشاورزي و هم آموزش پرورش در صف اول استيضاح شوندگان بوده اند گرچه وزير آموزش پرورش چندي پيش در يك اظهار نظر خبري مبني بر اينكه اگر مجلس به او راي اعتماد ندهد چه خواهد كرد گفته بود ((به كلاس درس خواهم رفت)) اما بايد گفت اين حرف يعني شانه خالي كردن از مسئوليت و اين در حالي است كه مي دانيم ايشان در شعار هاي اوليه طرح هاي انقلابي در ذهن داشته و عنوان كرده و انتظار مي رود از چنين كسي به اين زودي از صحنه رقابت كنار نرود .
اما به زعم تصورات وزير و با توجه به گفته هاي ايشان در حاشيه مجلس شواري اسلامي در خصوص طرح استيضاح خود : ( وزرات آموزش و پرورش يك ابر دستگاه اجرايي است ) بايد پرسيد مگر آقاي فرشيدي به اين مهم واقف نبوده كه اكنون با طرح اين موضوع مي خواهد رفع اتهام از خود بكند . او كه خود يك نيروي آموزش پرورشي بوده و خوشبختانه بر خلاف سنوات گذشته از دل معلمان به اين وزرات خانه وارد شده پس دليلي ندارد كه اين موضوع را دستاويزي براي رفع مشكلات موجود در وزارت خانه خود مطرح نمايد .
در ديگر سئوالات نمايندگان(( عزل و نصب ها – عدم استفاده از نيروهاي كار آمد – عدم بكار گيري نيروهاي جوان و ... ))مطرح شده كه در راستاي تحقق بخشي به دفاعيات آقاي فرشيدي در روزهاي نخستين شروع بكار او ذهن اكثريت نمايندگان را به خود مشغول كرده بود كه آيا وزرير آموزش و پرورش كه رياست محترم جمهور و خواست جمعي مردم باتوجه به تحولات گذشته از حساسيت ويژه اي برخودار بوده مي تواند جوابگوي اين تقاضاي ملي باشد ؟
اما زمان رفته رفته به ضرر آقاي فرشيدي گذشت و ايشان آنچه كه بايد مي كرد نتوانست جامه ي عمل بپوشاند و كار وزارتخانه به اينجا كشيد .
در يك نشست جمعي در وزارتخانه به اتفاق گروه مشاوران جوان وزارت آموزش پرورش به سر پرستي آقاي امير محمد خرازاني شخص وزير دو وظيفه را به اين گروه سپردند .
1 – توليد فكر و انديشه نو
2- نظارت به دستگاه آموزش و پرورش
با توجه به انرژي و جواني اين گروه در انجام كارهاي اجراي اما وزرير اين دو مهم را در دستگاه خود جز مهم ترين دغدغه هاي مي داند كه بايد گروه مشاوران جوان وزارتخانه پيگيرآن شوند.
نگاه اجمالي به اين دو وظيه نشان مي دهد كه از همان بدو ورود به دستگاه آموزشي كشور شخص ايشان نبود فكر و انديشه را كه به طور حتم در پيشبرد اهداف او نقش كليدي داشته درست تشخيص داده و نياز تزريق فكر را جز اساسي ترين هاي وزارت خانه دانسته اما گرچه ايشان درد را بخوبي تشخيص داده ليكن پي درمان نرفته و همچنان اجازه داده كه چوب لاي زخم بماند و كار به اينجا بينجامد .
حال يك سئوال مطرح ميشود و آن اين است كه اگر فكر توسط گروه مشاوران جوان وزارتخانه توليد شد اجراي آن را چه كسي به عهد خواهد گرفت ؟
چيزي كه براي خود مشاوران جوان وزير هم بصورت سئوال باقي مانده اين است كه ما بر خلاف وزير كه فقط توليد فكر را گره گشاي مشكلات اين كلان وزارتخانه مي داند معتقديم فكر جديد نيروي جديدي هم براي اجرا مي خواهد و نبايد پنداشت كه اجراي افكار جوان گرايانه و تحول خواه توسط نيروي كه به تعبيري خدمت خود را در ادوار گذشته به كشور داشته ميسر شود .
گرچه اين موضوع توسط گروه مشاوران جوان به ايشان تذكر داده شد كه: (( چندي بعد چه بخواهيم و چه نخواهيم بايد از اين نيروهاي جوان در دستگاه استفاده كنيم پس چه بهتر از هم اكنون ايشان را در بازوهاي اجرايي تزريق كنيم تا آنها براي پذيرش آن ورزيده شوند و نيز گفته هاي رياست جمهوري در خصوص دولت در سايه معنا دار شود ....))اما به نظر مي رسد صحبت هاي اين گروه هم بي فايد ماند و وضع وزارتخانه روز به روز به بحراني ترين دوران خو نزديك تر شد .
اما دومين وظيفه كه براي گروه مشاوران تفيض شده نظارت بر سيستم آموزش و پرورش بوده و با توجه به استدلالي كه در قبل داشته ايم بايد بگويم نظارت عموما با يك تجربه ي غني توام بوده و شما زماني مي توانيد بر يك مجموعه نظارت داشته باشيد كه بدانيد الان احتمال وقوع چه اتفاقي است و اينكه تجربه گذشته شما در اين خصوص چه رخ دادي را پيش بيني مي كند . ولي با اين حال شخص وزير ترجيح داده كه اين وظيفه را نيز به گروه مشاوران جوان خود بسپارد. كاري كه گرچه بايد پنداشت از عهده آنها بر خواهد آمد اما بنظر نمي رسد كه چندان منطق مدار باشد .
در يك جمع بندي ساده بايد بگويم وزير درست تشخيص داده اند كه ما در وزارتخانه نه فكر تازه داريم و نه ناظر درست و دقيق و اين نشان مي دهد كه وزير در تشخيص درست عمل كرده اما در شيوه هاي درماني بيماري آموزش و پرورش جاي ترديد بسياري است كه با يك بازنگري دوباره گمان مي كنيم بتوان بر اين بيماري تسلط پيدا كرد و يا حداقل كنترلش كرد ...
اما در چه بايد كرد ها بايد بگويم كه اجراي تفكرات نو و تازه با حضور و پر رنگ تر شدن نيروي جواني در وزارتخانه ميسر است و نظارت بر اجرا از نيروي كه داري تجربه كافي برخودارد است ممكن . و اگر ما بخواهيم تغييري بر روند موجود داشته باشيم و در كاهش آراء نمايندگان نقشي ايفا كنيم مي بايست اين دو مهم را در دستور كار قرار دهيم و در چينش نيروهاي خود دقت بيشتري داشته باشيم .
عباس فرجي
