گفتگو از احمد غلامحسيني
اشاره :درحوزه آموزش و پرورش به عنوان مهمترين مرکز تعليم و تربيت جامعه سوالها و مطالبات بسيارى مطرح است. به نمايندگى از جامعه فرهنگى به سراغ سيداميرمحمد خرازانى مشاور جوان وزارت آموزش و پرورش و مدير عامل خبرگزارى پانا رفته و به گفتگو پرداختيم.
با ما همراه باشيد:
لطفا خودتان را معرفى بفرماييد.
اينجانب سيداميرمحمد خرازانى متولد 1355 هجرى شمسى کارشناس ارشد فلسفه تعليم و تربيت اسلامى و کارشناس تکنولوژى آموزشى مىباشم. معلم بوده و هستم و معتقد به کار معلمى مىباشم و با همين عشق و علاقه وارد اين حوزه شدم و الآن هم خود را يک معلم کوچک مىدانم. بهترين لحظات کارى من، حضور در کلاس و مدرسه بوده است.
الآن تدريس داريد؟
در حال حاضر تدريس ندارم. سمت اصلى من مشاور جوان وزارت آموزش و پرورش و مديرعاملخبرگزارى دانشآموزى ايران (پانا) هستم- البته کار خبرنگارى و روزنامهنگارى را هم کار معلمى دانم.
فقط شيوه و مدلش فرق مىکند و خيلى از حيطه معلمى دور نيست.
ما الآن در همه استانها گروه مشاورين جوان را تاسيس کردهايم که در حال حاضر در وضعيت مناسبى بهسر مىبرد.
احساس کرديم که نمىتوانيم با 30 -20 نفر در شهر تهران و در درون يک وزارتخانه به مسائل فرهنگيان جوان و دانشآموزان فکر کنيم، لذا کارمان را به کل کشور بسط و توسعه داديم و در حال حاضر به فضل الهى در تمام استانها گروه مشاورين جوان تشکيل شده است.
همچنين موفق به دريافت مجوز پست سازمانى براى مشاورين جوان شديم. اين گروه نيروهاى فکرى وزارت آموزش و پرورش هستند و به دنبال کسب تجربه بوده و فرصت فکر کردن دارند و طرحها و ايدهها و برنامههاى خود را در قالب پيشنهاد ارائه مىکنند. به عبارتى ديگر اين عزيزان اتاق فکرهاى آموزش و پرورش را در دست دارند. ممکن است کار اجرايى نکنند ولى در ارائه پيشنهادهاى خوب و موثر نقش بسزايى دارند. نکته ديگر اينکه در حال کسب تجربه براى احراز مسئوليت در آينده مىباشند.
آيا مسئولين ارشد وزارتخانه اعم از وزير و معاونين و ... همکارى و تعامل مناسبى با جنابعالى و همکارانتان در حوزه مشاورين جوان دارند؟
ما در ذهنمان به عنوان نيروى جوان طرحهايى داريم که شايد آرمانى باشد. دوست داريم مديران وزارتخانه حداقل آن را بشنوند حتى اگر آن پيشنهادها را اجرا نکنند.
متاسفانه بايد بگويم که بعضى پيشنهادها و طرحهاى ما که به مديران ارائه مىشود خوانده نمىشود.
معتقديم، تحول از همين نقطه يعنى شکلگيرى طرح و ايده و وجود يک تفکر آرمانى در ذهن آغاز مىشود. اگر فکر آرمانى نباشد، اميدى براى حرکت به وجود نمىآيد. علاقمنديم که مدارس ما خيلى شيک، منظم و تميز و آموزگاران ما آشنا با علم روز و در رفاه کامل و دانشآموزان، بدون دغدغه و با جديدترين امکانات آموزشى دنيا باشند اما قطعا رسيدن به اين آرمان زمانبر است.
ما بايد با سرعت بيش از پيش حرکت کنيم، همان طور که عرض کردم طرحهاى مشاورين جوان گاهى در آموزش و پرورش مورد عنايت واقع نمىشود حتى خوانده نمىشود. جدىترين مشکل و مانع در راه مشاورين جوان همين موضوع است.
انتظار ما اين نيست که کار اجرايى کنيم چون از وظايف ذاتى مشاور، مشورت دادن است. جالب است براى شما بگويم يکى از وزراء تعريف مىکرد که در بعضى از سفرهايم به کشورهاى خارجى خصوصا ژاپن، مىديدم، در حين مذاکره با ديپلماتهاى ژاپني، يک صندلى را پشت سر آنان قرار دادهاند و نيروهاى جوان بر روى آن نشسته و مطالبى را يادداشت مىکنند و در حين مذاکره يادداشتهاى خود را به مسئولين خود مىدهند، براى من تعجبآور بود. بعد از جلسه از همتاى ژاپنى پرسيدم اين جوانان چه کسانى هستند؟ گفت: اين جوانان قرار است در آينده جايگزين ما شوند. از الآن با حضور در جلسات، هم کار را ياد مىگيرند و هم در حين مذاکره نکاتى به ذهنشان مىرسد که ممکن است به ذهن ما خطور نکرده باشد.
در آموزش و پرورش اغلب مديران تا 2 الى 3 سال ديگر بازنشسته مىشوند و هيچگونه پيشبينى براى جايگزينى جوانان جهت حضور در عرصه مديريت نشده است.
علىرغم حضور حدود 200/000 فرهنگى جوان، متاسفانه در عرصه مديريتى به آنان اعتماد نمىشود. مشاور جوان در وزارت آموزش و پرورش جدى گرفته نمىشود علىرغم اينکه در بعضى از وزارتخانهها نيروهاى جوان، فعال و مثمرثمر هستند.
در وزارت آموزش و پرورش، شما مدير کمتر از 20 سال سابقه پيدا نمىکنيد. حتما بايد 20 - 25 سال سابقه داشته و يا حتى بازنشسته شده باشد و خيلى حيف است که از پتانسيل دوستان ما استفاده نمىشود.
يکى از تصميمات ارزنده دولت نهم احياى مجدد معاونت پرورشى بود که در اينجا لازم است تقدير و تشکر شود اما اکنون شاهد حرکت کند و غير موثر اين معاونت هستيم. زير مجموعههاى مختلفى در اين معاونت شکل گرفته که به غير از صرف بودجههاى سنگين و غير موثر و هدر نمودن بودجه وزارتخانه و معلمين تاثير ديگر ندارد. لطفا بفرماييد چرا اينگونه است؟
البته کسى که در راس معاونت پرورشى حضور دارد انسان فرهيختهاى است و تجربه اين کار را هم دارد. آقاى پيشنمازى سالها به عنوان مدير و مربى و معاونت پرورشى در استانها مشغول کار بوده و ايدههاى خيلى خوبى در ذهن دارد. منتها قبل از احياى معاونت، مىبايست خيلى از زيرساختها در اين معاونت ايجاد مىشد. تا 2 سال ديگر حدود 90 درصد مربيان پرورشى بازنشسته مىشوند و بايد براى نيروى انسانى فکرى شود که البته نشده است. اين معاونت 20/000 مربى تربيت بدنى و 17/000 مربى بهداشت و تعداد بسيار زيادى مربى پرورشى کم دارد.
دوم اينکه؛ روشهايى که در معاونت پرورشى به کار برده مىشود بايستى بهروز باشد؛ بهروز، ملى و اسلامى و هيچکدام مغاير همديگر نيست. بايد روشها را تدوين مىکرديم و اهداف را مشخص مىنموديم. که در معاونت پرورشى چه چيزى بايد باشد. يک دانشآموز بايد داراى اخلاق اسلامي، آشنا با مسائل روز و حتى داراى نگاه اقتصادى باشد. اغلب دانشآموزان پس از فارغالتحصيلى حتى نمىتوانند يک چک ساده را در بانک نقد کنند و اين موضوع در کتب درسى آموزشى ديده نشده است. نگاه پرورشى بايد آماده ساختن دانشآموزان براى ورود به زندگى و فعاليتهاى اجتماعى باشد.
بهعنوان مشاور وزير و کسى که 13 سال در آموزش و پرورش سابقه دارد و در مراحل مختلف سمتهايى از جمله تدريس و ... داشته است، معتقدم خيلى از کتب درسي، دانشآموزان را براى ورود به زندگى آماده نمىکنند. به هر حال بايد براى اين موضوع فکرى کرد. جبران اين قضيه بايد توسط مديران و مربيان پرورشى باشد.
بدون برنامه بودن و مشخص نشدن اهداف، حرکت را لنگ کرده و باعث ناراحتى مديران، مربيان و اولياء و حتى دانشآموزان مىشود. دانشآموزان با مسائل جدى در جامعه مواجه مىشوند و دوست دارند که سوالاتشان در يک فضاى آموزشى اسلامى و پر محبت پاسخ داده شود. چنين فضايى غالبا در مدارس کمتر ديده مىشود.
به عنوان مشاور جوان وزير آموزش و پرورش نظرتان در خصوص برنامههاى آموزشى راديو و تلويزيون چيست؟
اى کاش شبکه آموزش در اختيار آموزش و پرورش بود. اين شبکه بيننده کمترى نسبت به ساير شبکههاى سيما دارد. دوست دارم اين مطلب را روزى به مهندس ضرغامى بگويم که بياييد و شبکه آموزش را به وزارت آموزش و پرورش بسپريد و البته وزارت آموزش و پرورش در اين خصوص برنامهريزى خواهد کرد. در حوزه جوان، سيما حرکتهاى خوبى را شکل داده، از جمله سريالهاى ماه مبارک رمضان که پخش شد، خيلى از مسائل دينى ما را با زبان تصوير بيان کرد. که اين حرکت قابل تقدير است. در حوزه صدا و راديو هم مىتواند حرکتهاى خوبى شکل بگيرد به طور مثال ما راديو مدرسه نداريم مثل راديو جوان يا راديو شهر يا راديو تجارت که مىتواند در ارائه اخبار مختلف اقدام نمايد و مشکلات معلمين، دانشآموزان و طرحها و نظرات آنان و شيوههاى آموزشى و پرورشى را مطرح کند.
البته من ايراد فقدان راديو مدرسه را از آموزش و پرورش مىدانم نه از صدا و سيما که نتوانسته از ظرفيت صدا و سيما بهرهگيرى نمايد.
واقف هستيد که وزارت آموزش و پرورش نيازمند تحول اساسى است و در اين خصوص مىطلبد رياست محترم جمهورى که خود نيز جزء جامعه فرهنگى کشور مىباشند اقدامى موثر و انقلابى در حوزه آموزش و پرورش که تعليم و تربيت آيندهسازان ايران اسلامى را بر عهده دارد انجام دهند. تا کى بايد شاهد مشکلات معيشتى و رفاهى معلمين باشيم و از طرف ديگر شاهد رويش واحدهاى کماثر همراه با بودجههاى کلان در وزارت آموزش و پرورش خصوصا در حيطه معاونت پرورشى باشيم در صورتى که با حذف اين واحدها و صرف بودجه واحدهاى کم اثر و اختصاص آن به بودجه معلمين شاهد ايجاد عدالت و رفاه براى معلمين خواهيم بود. جنابعالى بهعنوان مشاور وزير در اين خصوص توضيحاتى را ارائه بفرماييد.
من نيز به اين قضيه که مطرح نموديد معتقد هستم و بايستى تصميمات مهم، جدى و موثر گرفته شود. اين خواست فرهنگيان است و مشکلات معيشتى فرهنگيان بايد حل شود. قسمتى از مشکلات ما به سوء مديريت در امور مالى وزارت آموزش و پرورش برمى گردد. اگر مديريت مالى در وزارتخانه سامان يابد کسر بودجه وزارتخانه برطرف مىشود. نظر خيلى از متخصصين در آموزش و پرورش است. مخبر کميسيون آموزش مجلس مىگويد براى تحول نياز به بودجه بيش از اين نداريم. ما بايد سمينارها را بررسى نموده و از صرف هزينههاى کلان در همايشها و سمينارهاى بىفايده جلوگيرى نماييم. بسيارى از همايشها که برگزار مىشود غير علمى است و اى کاش پول و هزينه اين همايشها صرف معلمين نقاط محروم بشود. ما نيازمند يک ستاد مديريت مالى در وزارتخانه هستيم که ازريخت و پاشها جلوگيرى بهعملآورد.
بودجه آموزش و پرورش پنجاه درصد در دولت نهم افزايش پيدا کرده در حالى که حقوق معلم پنجاه درصد افزايش پيدا نکرده است. پس اين بودجه کجا رفته است؟
معلمين ما بن غيرنقدى خود را چند ماهى است دريافت نکرده و حقالتدريس خود را خيلى وقت است که نتوانستهاند دريافت کنند؟!
تحول در آموزش و پرورش با چند مولفه مىتواند صورت بگيرد.
-1 داشتن برنامههاى کوتاه مدت و دراز مدت چون در اين خصوص در حوزههاى مختلف رنج مىبريم؛
-2 اطمينان به نيروى جوان
-3 اطلاعرسانى شفاف
-4 وجود نظارت و مديريت مالى
در خاتمه اگر ناگفتهاى داريد مطرح بفرماييد.
من افتخار مىکنم که يک معلم هستم و اگر در هر سمت ديگرى هم باشم اين سمت را زير مجموعه معلمى خود مىدانم. هميشه از خداوند متعال خواستهام که معلم بمانم چون معلم ماندن بسيار سخت است.
معلم مظهر صداقت، پاکى و ايثار است که البته در شغلهاى ديگر نيز اينچنين است ولى شايد درصد آن در معلمى بيشتر باشد.
